مقصود آن باشد كه راه كناره را طى كرد ، بجاى راه دريا ، تا به محاذات جزيره رسيد و البته از آنجا با كشتى به جزيره رفت .
( 76 ) - ص 222 ، درزودى ، تركيبى خاص به معناى « به زودى » و عن قريب .
( 77 ) - ص 224 ، حكايت تنور و ترازو ؟
( 78 ) - ص 224 ، صهروج ( ؟ ) آيا ممكن است « سهران » اسفندقه باشد ؟ يا سهرون سبزواران جيرفت ؟
( 79 ) - ص 225 ، بهرامجرد ، از دهات معروف بردسير ( مشيز ، رجوع شود به جغرافياى وزيرى )
( 80 ) - ص 226 ، طسق ( با فتح طاء و سكون سين ) ، آنچه آسيابان از خراج آسيا به شاه رساند ( لغتنامه ) . اما آنچه آسيابان خود سهم برميدارد ( هربار گندم يك من و نيم ) ، اين دستمزد را در كوهستان ما « تنزه » گويند .
( 81 ) - ص 229 ، دايگان و دادگان ، دايه و داده هردو يك صورتاند از دده و طايه ، و ظاهر چنان مينمايد كه كلمه لاله و لالا و لله نيز صورت تحول يافتهء داده و دده بوده باشد .
( 82 ) - ص 231 ، پرواشتن ، درين كتاب به معنى پرورش دادن و با لاندن به كار برده شده است .
( 83 ) - ص 234 ، و جماعت ديه شهرآباد عصمتى - كه از جمله ديههاء كهنيسان است ، و آب شرب وى از نفس شهر است - با جمله حقوق و مرافق و . . .
اين شهرآباد كه مظهر آن در وسط ميدان گنجعليخان بود ، و مادر چاه آن نزديك قنات غستان ( كهنيسان ) قرار دارد ، حدس زده ميشد كه از محدثات گنجعليخان باشد . زيرا گنجعليخان ( فوت 1034 ه / 1624 م . ) در متن وقفنامه خود در جزء وقفيات ياد مىكند كه « نواب مشار اليه [ يعنى گنجعلى خان ] در حومهء قريبه كرمان ، كاريزى احداث و انشاء نمود ، به مال و رجال خود حفر و نقب قنواة آن كرده ، آب آن را
تاريخ شاهى ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: مولف ناشناخته
ص٣٠٨