( 31 ) - ص 135 ، اشترك ( با كسر همزه ، و سكون شين ، و كسر تاء و سكون راء و كاف ) نام صمغى است كه از ساقه درختى كمياب در كوهستانهاى كرمان به دست مىآيد و از جهت طبى و رساندن دملها معجزهآساست و من اين درخت را در كوهستان پاريز ديدهام . امروز خبرى از رسم چراغو بنده نتوانستم بيابم .
( 32 ) - ص 139 ، ايلچى بزرگ قرغاى ( ؟ ) شايد همان قراخاى مسطور در سمط العلى باشد ( ص 47 )
( 33 ) - ص 147 ، دينار ركنى . شايد منسوب به ركن الدوله ديلمى باشد يا ركن الدين ملكشاه سلجوقى .
( 34 ) - ص 151 ، توبه نصوح ، توبوا توبة نصوحا ، در باب توبه نصوح رجوع شود به مثنوى ، و همچنين ، سياست و اقتصاد عصر صفوى تأليف نگارنده ص 250
( 35 ) - ص 153 ، او كه خاتون ، همان او كاخاتون است كه همسر ركن الدين سلطان بود ، و ازين زن فرزندى داشت به نام سليمان شاه .
( 36 ) - ص 159 ، اتابك ابو بكر زنگى در سال ( 659 ه / 1260 م . ) درگذشته است نه 668 .
و پس از آن حكومت به نوه او محمد بن سعد بن ابو بكر رسيد .
( 37 ) - ص 168 ، جينانوين ؟ در سمط العلى يك جينغاى نويان داشتهايم كه مربى فرزندان براق حاجب بوده است .
( 38 ) - ص 168 ، محمد مبارز مظفر الدين ، از اولاد غياث الدين حاجى يزدى ، وجد محمد مظفر مىبدى معروف سرسلسله آل مظفر بوده است . اما آنكه در فارس خدمت كرده شرف الدين مظفر بوده . ( آل مظفر محمود كتبى ، ص 4 )
( 39 ) - ص 175 ، ديوان نظر ، ظاهرا يكى از ديوانهاى مالياتى و اشرافى بوده باشد .
در تاريخ ما اشاراتى به باغهايى هست كه به « باغ نظر » معروفاند . از جمله در كرمان ، باغى است معروف به باغ نظر . وزيرى وجه تسميه آن را اين ميداد كه « بانى آن نظر على خان زند بود » ( تاريخ وزيرى ص 539 و 571 ) وجه تسميه آنكه نظر على خان زند در زمان سلطنت كريم خان ، باغى
تاريخ شاهى ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: مولف ناشناخته
ص٢٩٧