و حصارى رفيع - كه اين زمان به تجديد ، صاحب معظم عمدة الملك جمال الدولة و الدين الابهرى اساس نهاده است - خود با كلات فرود و طبرك رى لاف مساوات مىزند و فخر موازات مىكند ، و در بيق هم حصارى استوار بنا نهادند و حصنى حصين ترتيب دادند - اين زمان ولايت پسكوه كه بر سر بيابان سجستان و قهستان نهاده است - و سيزده طريق مسلوك از لشكرهاء ياغى در او گشاده - به واسطهء اين قلاع و حصون در امنوامان آمدهاند . و اين همه به يمن همّت و خلوص نيت آن سايهء پروردگار و پادشاه ديندار ، معصومهء جهان ، پناه مسلمانى و مسلمانان [ 416 ] عصمة الدنيا و الدين قتلغ تركان انار اللّه برهانها و جعل بحبوحة الجنّه مكانها - ساخته و پرداخته شده است .
روح مقدّسش - كه به فردوس شاد باد - از فيض رحمت حق مستفاد باد .
ديگر واقعه آن بود كه در آخر زمستان ، بيست و چهارم شوّال ازين سال ، موكب همايون خداوند تركان متوجه خطّهء جيرفت گشت . ازين « 1 » سال كه قلم قضابر صحيفهء حيات ناصر الدّين دبير آيت انقضا و انقراض نوشت و دست روزگار منشور عمر او كطى السجل الكتب درنوشت . بيت :
تابوت او برفت ز جيرفت چون سقر « 2 » * بر شهپر ملايكه راه جنان گرفت
ديگر حادثه آن بود كه روز آدينه بيست و سيم جمادى الاول سال ششصد هفتاد و نه ، شاه جلال الدّين سيورغتمش از اردوى اباقا خان مراجعت كرده بود ، به نفس دار الملك فرود آمد ، روز [ 417 ] آدينه بيست دوم جمادى الآخر ، در خطبه ، نام و لقب او رديف نام خداوند تركان كردند و نظام الدّين دبير نثار كرد . گوئيا در خدمت خداوند تركان اين حال عرضه نداشته بودند ، چنانچه طايفهاى كه از مسجد بازگشته بودند و اين حال تقرير مىكردند اهل بارگاه متعجّب مىشنيدند . بعد از آن كسى ديگر اخبار نكرد ، به استماع آن 71 .
هامش
( 1 ) - ظ : هم درين سال
( 2 ) - سقر درينجا صفت جيرفت است از جهت گرما و بدى آب و هوا .