توجه به كيج نهاد . در ربيع الاول ششصد و هشتاد بود كه او به كيج رسيد . حال شاه سلطان مختلف گفتند ، اما به حقيقت معلوم نيست ، و العلم عند اللّه ، قطعه :
اى شده غره به جوانى و مال * ترسم از آندم كه شوى پايمال
مال و منالت ننمايد بسى * در طلب مال تو چندين منال [ 394 ]
بال و پرت بركند ايام از آنك * هست پروبال تو وزر و بال
دهر ، خلال ارچه ستونى كند * گردد ازو باز ستونها خلال
گرچه چو خورشيد رسيدى به اوج * ياد كن از محنت روز زوال
ديگر حالات و حوادث كه بعد از مراجعت خداوند تركان سمت ظهور يافت
در سالهاء آخر سنه سبعين [ و ستمايه ] خداوند تركان ديگرباره بلقيسوار چون بر عرش سرير بىمنازعت حسّاد و مشاركت اضداد مستوى گشت ، ديگر به نوى بنياد عدل و داد را آباد كردند و بلاد جود و احسان را آزين بستند ، رحمت و شفقت غريزى او به اصلاح فاسدات قيام نمود و همت و نهمت طبيعى او به ترويج كاسدات ايستادگى كرد ، و خواص و عوام را در مقام و آرام خصب و نعمت روى نمود ، بلاد را به تازگى آرايشى درافزود ، [ 395 ] عباد را به نوى آسايشى دست داد ، فقرا و مساكين را بازار رزق و معيشت تيز گشت و ظلمه و اهل جور را دندان حكم و تعدى كند شد . طايفهء صلحا و ابرار را آب رونق و قبول با روى كار آمد و طلحاء و اشرار را آتش خوف وحشت در دل و جان افتاد ، بيت :
گشت ز اقبال او عبير و گلاب * خاك در دست و آب در فرغر
نم برآورد ريگ تفته زمين * بر برون كرد شاخ پوده شجر
شب تارى بداد پرتو روز * زهر قاتل بداد طعم شكر
در اول كه به مباركى برسيد در قصر سر ميدان نزول فرمود و با اهل قلم و اصحاب ديوان كه در شهر بودند اندك عتابى كرد كه شما در بازنمودن حالت شاه