بدر ترف اليه وسط سمائه * شمس عليها بهجة و جمال
سعدان ضمهاما نعيم دايم * قدمد فيه على الانام ظلال
و اذا تقارنت السعود فعندها * يرحى الصلاح و يحش الاحوال
بيت :
زهى مبارك وصلت زهى همايون فال * كه روزنامهء بخت است و منبع اقبال
ز اجتماع سليمان ملك با بلقيس * رواق صرح ممرّد شدست صف نعال
درين مواصله مر عقل و روح راست قران * درين مقارنه خورشيد و زهره راست وصال
زمانه يابد ازين اتصال خوب ، محل * ستاره گيرد از اين اقتران ميمون فال
[ 200 ] و صداق بر ده هزار دينار ركنى معين گشت ، و مصداق اين مقال آن است كه بعد از آنكه روزگار سلطان الاعظم انار اللّه برهانه تمام شده بود ، وكيل مهد اعظم در روى وكلاء فرزندان سلطان ، در مجلس قضاة ممالك ، به ده هزار دينار صداق دعوى كرد ، و شهود عدل بر مصداق آن گواهى دادند و حكم و تسجيل قضاة بدان پيوست . نقّاب مقومان ، حصص و اشقاصى چند - كه ذكر آن خواهد رفت - معين كردند به قيمت وقت در عوض صداق ، و او آن در وجه اوقاف مدرسه و گنبد مرقد نهاد . « 1 »
[ قصه واقعهء بغداد ]
قصهء واقعهء بغداد 21 از نسخهاى نقل افتاد كه آن نسخه به خط مولانا افضل العالم استاد الدنيا نصير الحق و الدين محمد الطوسى - رحمة اللّه عليه - بود ، به وقت آنكه پادشاه جهان هولاكو خان عزم دخول در بلاد ملاحده كرد ، جهت استيصال آن قوم ، ايلچى به خليفه فرستاد كه گفتهاى : من ايلم ، نشان ايلى آن باشد كه چون ما به ياغى برنشينيم ما را به لشكر مدد دهى . خليفه با وزير و غلامان [ 201 ] مشورت
هامش
( 1 ) - ظاهرا درينجا سطرى چند افتاده يا جابجا شده است .