[ مقدمه كتاب ]
بسم الله الرّحمن الرّحيم بر ضماير ارباب دانش و خواطر اصحاب بينش واضح و لايح است كه در تواريخ ايام و نوايب انام علماى عظام و فضلاى كرام و ظرفاى ذوى الاحترام تاريخ مقام را بلالى نظم و جواهر نثر وانمودهاند . درين اسلوب در گنجينهء فضل و افضال بر روى محتاجان درهاى معانى و طالبان زيور الفاظ خوشبيانى كه به اصناف متّصف است گشودهاند و اينهمه تواريخ بعضى ازان مجرّد عدد سال و ماه و روز را در سلك نظم ظاهر كردهاند و اين تاريخ نزد ظرفاى وقت ، بيان زياده تحسينى ندارد . چنانچه در عدد سال در تاريخ مقتداى امم امام اعظم گفته :
تاريخ
سال هفتاد بوحنيفه بزاد * در جهان داد علم فقه بداد
سال عمرش رسيد با هشتاد * در صد و پنجهاش وفات افتاد
و جمعى به طرز ديگر ادا كردهاند لفظا و معنا عدد تاريخ گرديده چنانچه در تاريخ فوت ميرزا محمد يادگار ابن ميرزا سلطان محمد ابن ميرزا باى سنغر ابن ميرزا شاهرخ گفتهاند :
تاريخ
شد شهر صفر شهيد هم « شهر صفر » * از سال شهادتش دهد باز خبر
و اين نوع تاريخ را تاريخ تام گويند و اين نزد فضلا بسى مستحسن است چنانچه راقم اين سواد در بعضى از تاريخات وفات و غيره گفته و فوجى از ظرفا به نام آنكس بىواقعه واقع