ز هر كس كه تاريخ جستم بگفت * « يكى كم شد از خسروان جهان »
تاريخ فوت خان ميرزا
در همين تاريخ 975 در ملك هندوستان خان زمان ميرزا خان كه از امراء معتبر و از خانان مشتهر جلال الدّين شاه اكبر است وفات يافت . يكى از ظرفاى زمرّد قلم تاريخ فوت او را مرقوم قلم ياقوت شيم گردانيد .
تاريخ
چون خان زمان از اين جهان رفت به باد * بنياد فلك سراسر از پاى افتاد
تاريخ وفاتش از خرد جستم گفت * « فرياد ز دست فلك بىبنياد »
تاريخ 975 سلطان سعيد بن سلطان ابو سعيد خان ابن كوجكنجى خان بعد از فوت خسرو سلطان در ولايت سمرقند چون سعد اكبر سپهر سرير سعادت اثر را مشترى گرديد ، يا چون خورشيد انور بر فراز چهار بالش زر يا بر اورنگ چهار پايهء فيروزه پيكر قرار گرفت . تاج زر از جوهر اقبالش ترصيع سرافرازى يافت . كمر چون دو پيكر از اعتبارش در اوج سپهر عزّت رسيد . مشفقى كه مسندنشين مجالس و محافل سخنست تاريخ ميمنت مأنوسش را چنين گفته :
شهنشاه آفاق سلطان سعيد * كه رفت از عجم صيت او تا عرب
قدم چون بر اورنگ شاهى نهاد * فريدون بساط سكندر حسب
قلم شد پى سال تاريخ او * رقم كرد « خاقان عالى نسب »
در همان تاريخ باغى بنا كرد در ولايت بهشت آئين سمرقند كه هر يك نهالش طوبى نژاد بود و مرغانش همپرواز پريزاد و در وسط اين چهار باغ حوضى بنا كرد مربع كه مسافت ساحتش را محاسبان مهندس صاحب فطانت به علم مساحت و به مقياس قياس نتوانند پيمود و در غور قعرش استادان كاردان آن چندان از تحت دريا گرفتند كه غواص تفكر بر سطح مقعر او نتواند رسيد . آبش روانبخش و روحافزا و آبشارش از جويبار سرچشمهء بقا ، در صفا . چون سينهء صادقان ، لبريز چون اشك عاشقان ، و اين حوض كوثر نشان را منطوق كريمهء
« هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ »
است . ملا مشفقى از بحار فكر ، تاريخى به غايت روان بخش گفته :