تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ راقم ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مىنموده . چهرهء نسب آن شيرين مقال را حضرت املح الكلام مولاناى جام خال و پيرايهء كمال حسنش را آن محمود المآل دال بوده از قربت قرابت آن حضرت ميمنت صحبت آن عالى مرتبه ، رتبهء فضلش به درجهء عليا رسيده . خمسهء فضلاى نامى حضرت شيخ نظامى را تتبع كرده امثال تيمورنامه كه در جواب اسكندرنامه نوشته و از هفت منظر غلغله در نه منظر افلاك انداخته . ديگرى مثنوى ليلى و مجنون كه مضمونات شوخ را ليلىوار از سيه خيمهء دوات در لباس رعنايى به صد رنگ به جلوه درآورده و مجنون نهادان سوداى خيال را در وادى تفكر چون گرد باد سرگردان روى در بيابان آورده . بعد از كسب فضيلت و كمال كه نوبت رحلت و زوال رسيد به گوش جانش از هاتف غيبى نداى
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
رسيد همان لحظه از دار دنيا به عالم عقبى شتافت . در دار الملك هرات مدفون است . مولانا حبيب اللّه در تاريخ وفات خواجه عبد الله چنين نوشته‌اند : تاريخ
از باغ دهر هاتفى خوش كلام رفت * سوى رياض خلد به صد عيش و صد طرب جانداد رو به روضهء پاك رسول گفت * روحى فداك اى صنم ابطحى لقب رفت از جهان كسى كه بود لطف شعر او * آشوب ترك و شور عجم فتنهء عرب تاريخ فوت او طلبيدم ز عقل گفت * از شاعر زمانه ، و شه شاعران طلب
گويند در اراده كردن جواب خمسه مشار اليه در ملازمت حضرت مولاناى جام آمده التجاى افتتاح نمود . به مطلع غرّا كه طغرا و ديباچهء كتاب گردد . و بدين واسطه توقيع اقبال و توفيق انجام يابد . آن حضرت ابتدا به ليلى مجنون كرده اين مطلع را بديهة انشا كرد . بيت
اين نامه كه خامه كرد بنياد * توقيع قبول روزيش باد
كه اين مطلع از زبان قلم مانى شيم در صورت دعا رقم يافت به اجابت مقرون گرديده در اندك زمان به مرتبهء قبول و اختتام انجاميد . اين دو بيت از مشار اليه است كه در بيمارى و ضعف ليلى گفته : مثنوى
پيراهن آل آن پريوش * افروخته چون تنور آتش