ديگرى از شعرا چنين فرموده :
تاريخ
شه هرات مگر بود آن ستوده خصال * « شه هرات » شود سال رحلتش به حساب
و بعضى همچنين گفته :
تاريخ
شاه سلطان حسين بايقرا * معدن جود و كان احسان رفت
مرغ روحش ز آشيان بدن * در حريم رياض رضوان رفت
گفت تاريخ فوت او فى الحال * « روى امنيت از خراسان رفت »
ديگرى چنين گفته :
تاريخ
رضوان چو ديد ساكن جنّت پى حساب * تاريخ سال فوت رقم زد « دَرِ بهشت »
ديگرى چنين گفته :
تاريخ
شهنشاه جم قدر سلطان حسين * چو نخل حيات وى از بيخ شد
چو جايش گلستان فردوس بود * « گلستان فردوس » تاريخ شد
از آنجا كه وفات يافته بود بعد از چهار روز نعش او را به شهر هرات آورده در گنبدى كه جهت مقبرهء خود ساخته بود دفن كردند .
فوت مولانا عبد الغفور
مولانا عبد الغفور از شاگردان رشيد مرشد عظام مولاناى جام بود . نظر التفات دايم الاوقات به آن مظهر كمالات داشتهاند . از پرتو انوار مرآت القلوب صحيفهء خاطر فيض مأثر ايضاح تمام يافت . و آن خلاصة العقايد را نيز عقيدت لا كلام بوده كه لمحهء قدم از جادهء سلوك خدمت آن حضرت منحرف ننهاده و از اشارات آن صاحب قلم فروع و اصول قانون