پسقاويچ سردار بسته گشته است ، هر فقرهاش مورث چنين شورش و آشوب است و آن شروط و عهود مرقومه در نظر دوست و دشمن نامطلوب . الحمد لله و المنّه اين وقايع واقعه باعث آن شد كه بعد از آن ايلچيان مأموره از جانب دولت روس ، قسمت را از آن سر بريده ياد مىگيرند و دست از خشونت و سختگيرى برداشته با عامّهء اهل ايران از اعلى تا ادنى بناى سلوك درمىپذيرند [ و ديگر ] نامى بر زبان از فصل سيزدهم منحوسهء عهدنامه مباركه نمىبرند و پردهء ناموس و دوستى را از تقاضاى اسراى قديم و جديد نمىدرند . اين فقره هم در حقيقت از مؤيّدات طالع بىزوال بود و گرنه احدى علاج نمىتوانست نمود .
لمؤلفه :
اگر طالع كند يارى بسى آسان شود مشكل * بنازم طالع سلطان كه مشكلها كند آسان