ششم : بندگان اسماعيل خان ؛ ذبيحان كوى وفايش ، دست از جان شيرين شسته و خليلان نار ولايش در آتش محرومى بنشستهاند . چندى دستپرورد تربيت مرحوم فرمانفرماى فارس بود و مدتى هم در اصفهان به مصاحبت خسرو خان خواجه غلام گرجى حاكم آنجا توقف نمود . اكنون متوقّف كرمان است - اللهمّ احفظه .
هفتم : بندگان شاهرخ خان ؛ در عرصه شطرنج شجاعت ، اسب دليرى تاخته و حريف بدقمار در برابر فرزين اقتدارش پيل كردار كج باخته است . قلعهء بم را به يك يورش از تصرف آقا خان محلّاتى ستاند و چاكران ركاب اقدس را در آن قلعه نشاند .
هشتم : اسد الله خان
نهم : على محمد خان
دهم : على قلى خان
يازدهم : عيسى خان
دوازدهم : محمد تقى خان
سيزدهم : غلامحسين خان
چهاردهم : غلامعلى خان
پانزدهم : محمد حسن خان
شانزدهم : عبد الرحيم خان
هفدهم : بهرام خان « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكره خاورى و ناسخ التواريخ : « هفدهم : على اكبر خان ، هجدهم : بهرام خان »