ميرزاست . پدرش به سبب وفور ميل ، نام بخشى به او كرده و اين نكتهء بديع را در روزگار يادگار آورده است .
هجدهم : نوّاب شير محمد خان ؛ ايضا از بطن اميرزادهء مذكور است و منظور نظر والد جلالت ظهور .
نوزدهم : نوّاب امير خان ؛ از بطن والدهء نوّاب رضا قلى ميرزا پنجمين ولد ذكور است و از مهر رخسار ، طعنهزن ماه و هور .
بيستم : نوّاب شاهرخ ميرزا ؛ در عرصهء شطرنج خوبرويى ، اسب مزيّت و نيكويى از حريفان پيش رانده و در نرد صباحت با ياران خوش قمار ، هفت داد ، بيش خوانده . طفلى است صبيح « 1 » و در نظر والد بزرگوار بسيار مليح - اللهمّ احفظه .
بيست و يكم : نوّاب طهماسب قلى ميرزا
بيست و دوم : نوّاب مهدى قلى ميرزا
بيست و سوم : نوّاب عباس خان
بيست و چهارم : نوّاب سعيد ميرزا ؛ برادر صلبى و بطنى احمد خان است .
فقرهء ششم در ذكر اولاد امجاد مرحوم حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس
از نوادر اتفاقات كه موافق با سياق تاريخ است آنكه ، وقتى از اوقات مرحوم معزى اليه خواست جذب قلبى از اميركبير صيد سعيد خان امام مسقط به عمل آورد ؛ يكى از صباياى محترمهء خود را بعد از خواستگارى امام مزبور عقد كرده با سامانى شايان به آن سامان فرستاد . امام مسقط نيز در ازاى اين مرحمت ، مبلغ بيست هزار تومان
هامش
( 1 ) . خوشرو ، مليح