چهل و چهارم : نوّاب سلطان محمد ميرزا الملقب به سيف الدوله « 1 »
نور ديده دولت و نور حديقه شوكت عندليب گلستان شاهنشاهى و شمع شبستان حضرت ظل اللهى . از بطن مرضيّه نوّاب خورشيد احتجاب تاج الدوله العليه طاوس خانم مستوره اصفهانيه است كه محبوبه پسنديده خاقان جهان بوده . شاهزاده معزىاليه به سبب اصفهانيت والده معظمه ، مدتى در آن ديار حكمرانى نمود . شاهزادهاى است سخى الطبع و زكى الضمير و در مراحل جذب قلوب و دلربايى خلق بىنظير . در ايّام اختيار آن ولايت ، عامه چاكران دربار از احسان متواتره انعام متكاثره او پيوسته بهرهياب بودند و او را ثانى قاآن بل قاآن را ثانى او خطاب مىنمودند . در خدمت صاحبقران اعظم از اكثر برادران معظّم مقدم مىنشست و به سبب اين مرتبت ، خار حسرت در قلب اهل غيرت مىشكست . ميلش به ارباب كمال بسيار است و در نظم اشعار آبدارش نيز شوق بىشمار . قبل از ايالت اصفهان در حضور شاهنشاه صاحبقران راوى اشعار من بود و غزليات حقير را به طرزى خاص در پيشگاه حضور همايون عرض مىنمود . زياده از اندازهء تصوّر ، عيّاش است و از كثرت سخاوت معروف به عدم عقل معاش . « 2 »
عمارات احداثى او در اصفهان ناسخ عمارات سلاطين صفويه است ، خاصه خلوت سرپوشيدهاش كه احسن از جميع عمارات احداثى در دولت عليّه .
چهل و پنجم : نوّاب فرخ سير ميرزا « 3 »
برادر بطنى و صلبى نوّاب سيف الدوله سلطان محمد ميرزاست و در حسن ملاحت و طرز صباحت در ميان همگنان ممتاز و يكتا . در حقيقت طاوسى است كه از انبوهى موى چيزى مقوّس بر فرق افراشته و زلف مشكينش از كثرت مخلب و چنگال شاهباز فرخفالى است كه پاى بر عرش گذاشته است . چندى در ديار همدان حكمرانى مىكرد تا بعد از رحلت خاقان مغفور به دار الخلافه آمده از خدمت درگاه فلك جاه نام
هامش
( 1 ) . تولد : ششم ذى قعده 1228 ( همان ، ص 223 ) ؛ بيست و ششم جمادى الاوّل 1228 ( ناسخ التواريخ ) .
( 2 ) . تذكره خاورى : + « فرد :زر از بهر خوردن بود اى پسر * براى نهادن چه سنگ و چه زر »( 3 ) . تولد : محرّم 1238 ( اكسير التواريخ ، ص 227 ) ؛ تذكره خاورى و اكسير التواريخ « نير الدوله » را ذكر نمودهاند .