ذات همايون را در ميان يكصدهزار قشون با [ 515 ] لباس متعارف خلق ديدى ، دانستى كه آن عنصر لطيف ، برآن جمع شهريار است و شهريارى به چنين وجودى سزاوار . تمثال چهر مهر مثالش را پادشاهان جهان به دستآويز هدايا و تحف بردندى و دربارگاه نشيمن خويش بر طاق رفعت نصب كرده ، گاهوبيگاه از تماشاى آن قامت طوبى مثال برخوردندى . پريرويان بهشتى طلعت در همخوابگى آن فرشتهء قدسى فطرت ، غرق عرق خجلت شدندى و نوگل رخسارش را آشفته عندليب صفت آمدندى . در حقيقت روحى مجسّم بود و فرشته [ اى ] به صورت آدم مىنمود .
لمؤلفه :
همه گويند كه جان بِه ز جسد باشد و من * در وجودت نگرم خوبتر از جان جسدى
اميد كه جاودان در روضهء شادمان و كامران باد - بمحمّد و آله الأمجاد .