و در غرّه شهر ذى حجّة الحرام در چمن قبله ، من محال ارونق تبريز ، نصب سرادقات جلال فرمود . چون از فيض فضل الهى و طالع فيروز شاهنشاهى در سنهء اوّل قرن ثانى از دولت خسروانى چنين فتوحات دست داد ، مؤلّف واقعهنگار ، تهنيت اين سال خجسته فال و فتوحات خير مآل را قطعه [ اى ] مشعر بر تاريخ قرن ثانى انشاد و درين رساله ثبت افتاد .
لمؤلّفه :
شكر كز فرّ خداوند جليل ذو الجلال * سال قرن ثانوى از حضرت صاحبقران
خسرو صاحبقران فتحعلى شاه آنكه زد * سكّهء صاحبقرانى بر زر اينك جاودان
اين زمان يك قرن شد كآرايش تاج است و تخت * عمر خواهم تا ببينم قرنها چون اين قران
خوش خيالى دارد اين شه كاين چنينش بهرههاست * بهرهها در خوش خيالى به كه دشمن بدگمان
نيّت صافى به خيل آفرينش واجب است * كاين امانات از خداوند جليل مهربان
در امانت وانگهى از حق ديانت لازم است * از ديانت اينچنين شاهى نيامد در جهان
از كيومرثش بود ميراث شغل سلطنت * پشت در پشتش شهنشاه جهان در هر زمان
خلقت او از نظام مملكت شد تربيت * نيّت او بر دوام سلطنت شد ترجمان
كثرت اولاد هم باشد دليلى بر ثبات * رو بخوان تورات و از داود جو در آن نشان