برمىآورد و فرش زير پاى خود را از ضرب گزلك پارهپاره مىكرد . مباشرين بزم ، از پيشخدمت و فراش در خدمتش تظلم مىآوردند و عجز مىكردند كه اين چه احوال است ، بر جان ضعيف ما رحم فرماى و اين عمل را ترك نماى . در جواب مىفرمود :
اكنون كه قدرت خصومت به نوعى ديگر ندارم ، اين قدر هم غنيمت است .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — Page 32
Contributors: ناصر افشار فر
P.32