جملهء مصنفات مولانا شرف الدين على است ، و آن جناب در سنهء سبع و تسعمايه در هرموز فوت شده و دو پسر نيك اختر يادگار گذاشت ، مولانا مرشد الدين عبد الله و مولانا صدر الدين محمد .
( جزو 4 ، ج 3 ، ص 112 )
مولانا مرشد الدين عبد اللّه
در آخر اوقات دولت خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از شيراز به بلدهء هرات آمده در مدرسهء اخلاصيه رحل اقامت انداخت و منظورنظر مكرمت امير نظام الدين عليشير شده همگى ايام شباب را به تحصيل مصروف ساخت و به اندك زمانى در سلك علما انتظام يافته در حظيرهء والد خاقان مرحوم مشار اليه به منصب تدريس سرافراز گشت و تا غايت در آن بقعه به لوازم افادت مىپردازد .
( جزو 4 ، ج 3 ، ص 112 )
مولانا صدر الدين محمد
در آن سال كه امير نجم الدين مسعود ثانى متوجه ماوراء النهر بود ، جهت سرانجام بعضى از مهام همراه رفت و در معركهء غجدوان از جهان گذران انتقال نمود « 1 » .
( جزو 4 ، ج 3 ، ص 112 )
مولانا اهلى شيرازى
از اكثر سالكان مسالك سخنسازى به وفور مهارت در فن شعر امتياز داشت . قصيدهء مصنوع خواجه سلمان ساوجى را تتبع نمود و آن ابيات را به مدح امير نظام الدين عليشير موّشح ساخته از شيراز به هرات ارسال فرمود . مآل حال و سال انتقالش معلوم نگشت ، لاجرم كيفيت آن بر زبان خامهء بديع بيان نگذشت .
( جزو 4 ، ج 3 ، ص 112 )
هامش
( 1 ) . يعنى واقعهء رمضان 918 كه در آن امير نجم ثانى بقتل رسيد .