و تسعمايه روى به عالم آخرت آورد . از نتايج طبع بلاغت آيين مولانا فصيح الدين حاشيهء هدايهء حكمت و حاشيهء تذكره و شرح اربعين امام نووى و شرح عوامل و حواشى مختصر و مطوّل و غيرها سابقا ، در ميان فضلا مشهور بود و طلبه را از مطالعهء آن رسايل فايده تمام روى مىنمود .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 345 )
امير برهان الدين عطاء اللّه
در عنفوان اوان جوانى از بلدهء نيشابور كه منشأ مولدش بود ، به دار السلطنهء هرات آمده تحصيل علوم نمود و به اندك زمانى تكميل اكثر فنون كرده قصب السبق از امثال و اقران درربود . در علم عروض و صنايع و بدايع شعرى مهارت كامل حاصل داشت و از منظومات فصاحت آياتش اين قطعه در صنايع و بدايع در صنعت تسميط مذكور در ميان فضلا مشهور است :
به حمد اللّه كه شد حاصل جهان را رونق كامل * ز فر رأفت شامل ز عدل خسرو عادل
شه غازى كه در هيجا چو شد پيدا هژبر آسا * شوند از بيم او اعدا چو روبه خائف و بيدل
سپهر سلطنت سلطان حسين آن صفدر ميدان * كه نام رستم دستان ز دستانش شده باطل
و امير عطاء اللّه را در اواخر اوقات حيات ، ديدهء ظاهرى از رؤيت اشيا عاطل گشت و از بلدهء فاخرهء هرات به مشهد مقدسهء رضويه - على راقدها تحف الاسلام و التحيه - رفته در اواسط شوال سنهء تسع عشر و تسعمايه درگذشت .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 345 )
شيخ جلال الدين ابو سعيد پورانى
نبيرهء مولانا جلال الدين ابو يزيد بود و به تصفيهء خاطر عاطر و تزكيهء نفس نفيس از ساير مشايخ زمان ممتاز و مستثنا مىنمود . جود و سخاوت آن جناب نهايت نداشت و همواره در غايت خوشخويى همت بر ضيافت صادر و وارد مىگماشت . خاقان