بانيها ( * ) ، ازين منزل گذر نيست و ازينجا راه فراتر نه و ليس وراء عبّادان قرية « 1 » ، و هريك از روى حقيقت بر سبيل تمثيل « 2 » مىگفتند
گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم 4 « 3 »
و هر « 4 » جوهر كه بمركز خويش رسد « 5 » آرام گيرد ، امّا منكو قاآن بدان رضا نمىداد و روزها از آن ابا مىنمود و متكفّل اين وثيقهء جسيمه و متقبّل اين وديعهء عظيمه نمىگشت ، چون الحاح و مبالغت او از حدّ متجاوز شد برادر او موكا « 6 » اغول كه بزيور عقل و وقار آراسته بود برپاى خاست و گفت كه درين مجمع تمامت خط دادهايم و هم درين مجلس شرط كرده كه از فرمودهء باتو قاآن « 7 » نگذريم و باشارت او تغيير و تبديل راه ندهيم و بر قول او مريد مزيد نباشيم چون اكنون منكو قاآن از مصلحت ديد آقا و سخن خويش عدول و انصراف مىجويد « 8 » بعد ازين اگر آقاواينى در سخنى خبر خلاف شروع نمايد « 9 » مجال اعتراض نرسد و محلّ بازخواست نماند « 10 » ، اين سخن برين نمط بگفت و بالماس زفان درّ اين مصلحت بسفت ، چون حجّتى قاطع و برهانى ساطع بود باتو برين سخن تحسين فرمود و بر موكا « 11 » آفرين كرد ، منكو قاآن ملتزم « 12 » شد ، و چون
هامش
الشّطر الأوّل منها مأخوذ من المثل اعط القوس باريها ، انظر مجمع الأمثال فى باب العين ،
( 1 ) مجمع الأمثال فى باب اللّام فى امثال المولّدين بلا تفسير ،
( 2 ) كذا فى آ ه ز ، ب ج د ح : تمثّل ،
( 3 ) از غزلى است از كمال الدّين اسمعيل ،
( 4 ) آ ج ندارند ،
( 5 ) ح افزوده : هر آينه در محلّ خويش ،
( 6 ) كذا فى جميع النّسخ ،
( 7 ) كذا فى آ ج ح ، ب ه ز : باتو قاآن آقا ، د : باتو ، - خيلى غريب است اطلاق « قاآن » بر باتو ، احتمال قوى دارد اصل نسخه « باتو آقا » بوده است بعد بعضى نسخ آن را به « باتو قاآن » تحريف كردهاند و بعضى ديگر جمع بين الأمرين كرده « باتو قاآن آقا » نوشتهاند ،
( 8 - 10 ) فقط در ح ، ز بجاى تمام اين جمله : اكنون بعد ازين اگر ( كذا ) ، د : بعد ازين كسى ديگر را ملامت مخالفت نتوان كرد ،
( 9 ) ظاهر : نمايند ،
( 11 ) ج : موكا اوغل ، ز اصل جمله را ندارد ،
( 12 ) كذا فى ب د ز ح ، آ : ملتزم ؟ ؟ ؟ ، ب بتصحيح جديد :