حالت واقعهء كيوك خان بشنيد هم آنجا توقّف نمود و ايلچيان را باعلام وصول باقارب و عشاير بجوانب متواتر گردانيد و باستحضار ايشان اشارت كرد ، از حدود قراقورم منكو قاآن روان گشت ، و سيرامون « 1 » و ديگر نوادگان و خوانين قاآن كه در آن حدود بودند قنقوربقاى « 2 » نوين را كه امير قراقورم بود قايم مقام خويش بفرستادند و خط دادند
f . 135 a
كه باتو همه پادشاهزادگان را آقاست حكم و فرمان او بهرچ فرمايد نافذست و ما همه بدان رضا دادهايم و از آنچ او اشارت راند و صواب بيند ابا ننمائيم ، و پادشاهزادگان ديگر « 3 » پسران « 4 » كيوك خان چون در جوار او « 5 » بودند در مقدّمه « 6 » به خدمت « 7 » باتو « * » رسيدند و يك دو روز بايستادند و بىاجازت عنان مراجعت با صوب اردوى خويش معطوف كردند « 8 » بعلّت آنك « 8 » فرقهء عملهء علم قام بزيادت ازين مقام رخصت ندادهاند و تيمور « 9 » نوين را بجاى خويش در خدمت او بگذاشتند و فرمودند كه چون عقود جمعيّت انتطام پذيرد بهرچ كنگاج رود و اتّفاق آقاواينى « 10 » باشد او نيز بر آنجملت متّفق شود ، چون از جوانب پسران حاضر شدند از پسران قاآن قدغان اغول « 11 » و از پسران و نوادگان
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ج ز ح ، ه : سيرامون ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 2 ) ج : قنقوربوقا ، ه : قنغوريغا ؟ ؟ ؟ ، آ : قنقوريفاى ، ؟ ؟ ؟ ب : فنقوربغاى ؟ ؟ ؟ ، د : قعورتقا ، ح : قنقروتغاى ، ز : قنقوربقارى ؟ ؟ ؟ ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 274 : قونقوريتاى ،
( 3 ) ح افزوده : و ، ب بتصحيح جديد افزوده : كه ،
( 4 - 7 ) اين جمله كه وجود آن از الزم لوازم است فقط در ح است و از آ ج د ه ز ساقط است ، ب بجاى آن بخطّ الحاقى : اغول غايمش بودند خواجه و ،
( 5 ) يعنى در جوار باتو ،
( 6 ) يعنى مقدّم بر همه و پيش از همه ،
( 7 ) رجوع به ( 4 ) ،
( * ) ب : باقو ،
( 8 - 8 ) كذا فى ح ، ب بتصحيح جديد د ه : كه ( بجاى « بعلّت آنك » ) ، آ ج ز ندارند ،
( 9 ) آ ب : تيمور ، ح : تيمور ، ج ه : تمور ،
( 10 ) كذا فى ب ، آ ه : اقاواينى ، ز ح : اقاواينى ؟ ؟ ؟ ، ج : آقائى ، د ندارد ،
( 11 ) كذا فى آ ، د ه ز : قدقان اغول ، ج : قدقان اوغل ، ح : قدغان اقول ، ب : قدعان ؟ ؟ ؟ اغول ،