تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مشرق سفيدرود يا مغرب آن از جمله نواحى يازده‌گانهء آن سوى روديان كوتم و سراوان و رشت الخ را مىشمرد ، پس از آن در كتب تواريخ و مسالك و ممالك قرن هفتم ببعد از قبيل معجم البلدان ياقوت ، و زيج خواجه نصير الدّين طوسى در جدول اطوال و عروض ، و همين كتاب حاضر يعنى جهانگشاى جوينى در همين موضع ما نحن فيه ، و در فصل معادل آن از جامع التّواريخ ، و تقويم البلدان ابو الفدا ، و نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى ، و تاريخ گزيدهء همان مؤلّف ، و مراصد الاطّلاع صفّى الدّين عبد المؤمن حنبلى ، و نخبة الدّهر شمس الدّين محمّد دمشقى و غيره ذكر كوتم بسيار مكرّر آمده است ، ولى از همهء مآخذ متقدّمه مشروح‌تر و جامع‌تر فصلى است كه ابو القاسم عبد اللّه بن علىّ الكاشانى در تاريخ سلطان اولجايتو « 1 » راجع بجغرافى كلّيّهء بلاد گيلان در اوايل قرن هشتم بمناسبت فتح آن ولايت بدست سلطان مزبور در سنهء 706 نگاشته و در ضمن وصف نسبة مفصّلى نيز از كوتم نموده است و از اين فصل چنان مستفاد مىشود كه ناحيهء كوتم در آن عصر مثل اغلب نواحى ديگر گيلان ملوك جزء مستقلّى داشته است ، و ديگر آنكه وسعت ناحيهء كوتم در آن اوقات بمراتب بيش از وسعت بلوك كهدم حاليّه بوده است و از نشانيهائى كه ميدهد ظاهرا از منجيل در طرف جنوب الى حدود لشته نشاى حاليّه در طرف شمال بر هردو جانب سفيدرود منبسط بوده است يعنى بعلاوهء بلوك كهدم حاليّه مشتمل بوده بر بلوك رودبار گيلان و رحمت‌آباد از طرف جنوب و مقدارى از اراضى حومهء رشت از طرف شمال ولى قصبهء آن مانند امروزه بر غربى سفيدرود بوده است ، و خلاصهء مسطورات مؤلّف مزبور تا آنجا كه راجع بكوتم است ملفّقا از مواضع
هامش
( 1 ) نسخه‌اى خطّى از اين كتاب در كتابخانهء ملّى پاريس بعلامتSuppl . pers . 1419موجود است و قسمت عمدهء اين فصل راجع بگيلان را نيز شفرScheferدر جلد دوّم از « قطعات منتخبهء فارسى » ص 94 - 98 از قسمت فرانسوى بطبع رسانيده است ،