ذكر احوال الغ نوين و سرقويتى بيكى « 1 »
جايگاه پدر به حكم ياسا و آيين مغول پسر اصغر رسد كه از خاتون بزرگتر باشد « 2 » و الغ نوين پسر كهتر « 2 » بود از خاتون « 3 » بزرگتر و چون ياساى چنگز خان آن بود كه اوكتاى خان باشد او « 4 » التزام اشارت پدر را در اجلاس قاآن بر تخت خانى سعى بليغ بتقديم مىرسانيد و جدّ و اجتهاد زيادت مىنمود تا او را بر مقرّ پادشاهى ممكّن گردانيد ، و ميان برادران بتخصيص قاآن و او « 5 » موافقتى زيادت از درجهء اخوّت بود ،
تجاوزت القربى المودّة بيننا * * و اصبح ادنى ما يعدّ المناسب « 6 »
با « 7 » قاآن بلشكر ختاى « 8 » رفت و آن مصلحت را چنانك ذكر رفتست بعزيمت و صريمت و كفايت « 9 » و شجاعت كفايت كرد « 10 » و آن « 11 » ولايات شرقى بدان سبب ايل و منقاد شد « 12 » ، چون بمراد و كام مراجعت نمود
هامش
( 1 ) كذا فى ح ( ذكر احوال الغ نوين ؟ ؟ ؟ و سرقويى ؟ ؟ ؟ بنكى ؟ ؟ ؟ ) ، د : ذكر سرقوتى بيك و الغ نوين ، ه : آغاز مطلب ، ز به مقدار يك سطر بياض بجاى اين عنوان ، آ ب ج نه عنوان را دارند و نه بياض بجاى آن ،
( 2 - 2 ) كذا فى ح ، آ ب د ه : و الغ كهتر ، ولى در ب بخطّ جديد يك كلمهء « تولى » روى الغ نوشته است ، ز : و الغ نوين كهتر ، ج : و الغ ايف كهتر ( كذا ! ) ، - الغ نوين ( نويان ) يعنى « امير بزرگ » لقب تولى پسر چهارم چنگيز خان است ( رجوع بفهرست ج 1 و بجامع التّواريخ طبع بلوشه ص 199 ) ،
( 3 ) آ : خانونان ؟ ؟ ؟ ،
( 4 ) كذا فى ح ز ، ا ج د « او » را ندارند ، ب بتصحيح الحاقى « تولى » بجاى « او » ، ه « و » بجاى « او » ،
( 5 ) ا ج « واو » را ندارند ،
( 6 ) رجوع كنيد بج 2 ص 260 ،
( 7 ) كذا فى ح ، آ د ه ز « با » را ندارند ، ج : و الغ ايف ( كذا ! ) در عهد قاآن الخ ، ب بخطّ الحاقى افزوده : حسب الأمر ( بجاى « با » ) ، - رجوع كنيد بج 1 ص 150 س 8 ببعد ،
( 8 ) د : خطا ، ح :
خطابى ؟ ؟ ؟ ،
( 9 ) ب بتصحيح جديد : و شهامت ، ( اين تصحيح لابد براى احتراز از تكرار لفظ « كفايت » بوده است ) ، آ : كفايت ( بدون واو عاطفه ) ،
( 10 ) ح باتمام رسانيد ، د : كرد ( بدون كلمهء « كفايت » ،
( 11 ) ه ز : و از ، ج : و ، ب بتصحيح الحاقى : و جميع ،
( 12 ) كذا فى آ ب ه ، ج د ز ح : شدند ،