حسن صبّاح ايراد افتادست ، و راستى آنست كه آن قلعهء بود كه مداخل و مخارج و مراقى « 1 » و معارج آن را بتشييد جدران مجصّص و بنيان مرصّص چنان استحكامى داده بودند كه آهن وقت تخريب آن گوئى سر بر سنگ مىزد و بدست هيچ نداشت امّا دندان برنمىكند ، و در اجحار آن احجار چند ساباط با طول و عرض و ارتفاع و « 2 » حوضهاى عميق كه از استعمال سنگ و گچ استغنا حاصل داشت كه « 3 » آيت
وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً
در صفت آن وارد ساخته بودند ، و جهت شراب و سركه و عسل و انواع مايعات و اجناس جامدات انبارها و حوضها كنده ،
وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ
كه تفاصيل تفاسير آن در قصص مبيّن از انس « 4 » در آن عمارت مشاهده افتاد ، و در وقت تاراج و استخراج ذخاير آن شخصى در حوض عسل خوض كرد و بر عمق آن واقف نبود تا خبر يافت « 5 » در ميان آن عسل « 5 » يونسوار غسل مىكرد
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ
« 6 » ، و از رودخانهء باهرو « 7 » جوئى آب آوردهاند تا بپاى قلعه و از آنجا بر مدار نيمهء قلعهجوئى در
هامش
( 1 ) كذا فى ب د ، اكثر نسخ : مرامى ،
( 2 ) كذا فى ح ط ل س ، ساير نسخ اين واو را ندارند ،
( 3 ) كذا فى تسع نسخ ، ط س : و ( بجاى « كه » ) ، - شك نيست كه كلمهء مانند « گوئى » يا « گفتى » يا نحو آن قبل از « كه » مقدّر است ،
( 4 ) تنقيط قياسى ، آ ب : ارانس ، باقى نسخ : آرايش ، از آتش ، - « از انس » در مقابل « شياطين » است يعنى آنچه از شياطين و جنّيان در خصوص ساختن ابنيهء خارج از قدرت بشر در قصص و تفاسير مسموع بود نظير آن برأى العين در آن عمارات از انس يعنى از انسان مشاهده افتاد ،
( 5 - 5 ) اين كلمات از آ ج ل م ى ساقط است ،
( 6 ) كذا فى اغلب النّسخ ، در ز ح بقيّهء آيه را نيز دارد هكذا :لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ ،( 7 ) كذا بعينه فى آ ى س ( ) ، د : باهررود ، ب ط : با هردو ، ح : با هردو ، ز : باهر ، ج ل م : باهر ، جامعa125 : باهرودو ، - تصحيح اين كلمه براى من ميسّر نشد و باحتمال بسيار قوى اين كلمات فاسدهء محرّفه همه تصحيف « شاهرود » بايد باشد ،