تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
شد و تدبيرهائى كه بر منهاج اصابت بود باطل ، و اوّل همه طايفهء كه « 1 » از ترس پدرش متقلّد شريعت و « 2 » اسلام شده بودند و بدل پليد و ضمير تيره هنوز معتقد مذهب فاسد جدّش بودند
وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ
چون از ارتكاب منكرات و محظورات مانع و زاجرى نديدند و بر اتّباع فرايض و سنن و اقتفاء آثار سداد و رشاد محرّض « 3 » و باعثى نداشتند باز با سر الحاد و بىديانتى رفتند و چون اندك مدّتى برآمد باز غلبه و قوّت گرفتند ، و ديگران كه قبول اسلام از بصيرت « 4 » كرده بودند و خواهان مداومت بر آن مذهب بودند از قصد و نكايت آن ملحدان خايف گشتند و « 5 » از خوف جان اسلام ديگربار نهان كردند و الحاد مرّة ثانية لا اعاده « 6 » اللّه ابدا در ميان آن قوم ميشوم « 7 » و گروه مذموم شايع شد و ديگر قواعد ملّت و دولت و مصالح دين و دنيا هم بدين سبب « 8 » مهمل ماند و روى باندراس نهاد ، چون پنج شش سال از مدّت مملكت آن كودك بگذشت بىمرضى و موجبى بخلاف اشارت و مشاورت طبيبى كه ايشان را بود فصد كرد و خون بافراط بيرون گذاشت دماغش بخلل رسيد و خيالات در پيش او ايستاد و بكم مدّتى علّت ماليخوليا پديد آمد ، چون كسى را زهره و يارا نبودى كه گفتى احتمائى يا معالجتى مىبايد كرد و اطبّا كه آنجا بودند و جماعتى كه عقلى و وقوفى داشتند نيارستندى گفت كه او را ماليخولياست يا رنجى مثل اين‌كه عوامّ آن طايفه بىشبهت در خون ايشان سعى كردندى يعنى رنجى كه تعلّق بنقصان دانش يا زوال عقل
هامش
( 1 ) آ ز س « كه » را ندارند ، ( 2 ) كذا فى اغلب النّسخ ، ك واو را ندارد ، ( 3 ) كذا فى اكثر النّسخ بالضّاد المعجمة ، و فى بعضها محرّص بالمهملة ، ( 4 ) س : از سر بصيرت ، ( 5 ) واو عاطفه فقط در ج ل س ، ( 6 ) كذا فى س ، آ ز ى ك م : لا اعاد ، ب د ح : لا اعادها ، ( 7 ) كذا فى آ و ثمانى نسخ اخر ، ج : مشؤم ، - رجوع بمرزبان‌نامه ص 255 ح 1 ، ( 8 ) كذا فى آ ح ل ، باقى نسخ : نسبت ،