جهانپناه از جرايمى و اثقالى « 1 » كه سبب « 2 » خذلان حادث شده است التماس صفح جميل نمايد و از بادرات « 3 » زلّات استغفار كند و بداند كه حدوث صواعق مختلف و هبوب بادهاى عواصف كه درين دور كسى مشاهده نكرده است و « 4 » بيست روز است كه تا واقع شده است سبب « 5 » وقوع اين حادثه مىدانم و از آن مىانديشم كه ازين تشويش لشكرها و خلايق مضطرب شوند اللّه اللّه تلافى اين كار واجب داند و عين فرض شمرد ، ازين ماجرا بر « 6 » خداترسى و پاك اعتقادى سلطان سنجر استدلال مىتوان كرد ، سلطان مسعود بر امتثال فرمان به حضرت امير المؤمنين رفت و بعد از تقديم اعتذار و التزام استغفار و اقرار بآثام و اوزار التماس عفو نمود ، و سلطان مسعود تبرّك و تيمّن را غاشيهء امير المؤمنين برداشت و در پيش اسب او پياده مىرفت تا بسراپردهء او كه سلطان زده بود ، چون امير المؤمنين بر تخت متمكّن شد سلطان در موضع حجّاب و مقام نوّاب « 7 » بر پاى « 8 » بايستاد ، و سلطان سنجر بار ديگر رسولى فرستاد كه امير المؤمنين را همانا عزيمت دار السّلام انديشه باشد در آن باب استعداد و ترتيب كه لايق چنان حضرتى باشد ساخته كند ، و باعلام اين حال رسول سلطان
f . 164 b
سنجر كه از جملهء مقرّبان بزرگترين بود معتمدى را « 9 » نزديك سلطان مسعود
هامش
( 1 ) كذا فى ز ، آ ب د با تنقيط ناقص ، باقى نسخ همه محرّف ، - « و الأثقال الذّنوب و منه قوله تعالىوَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْاى آثامهم » ( تاج العروس ) ،
( 2 ) ب ز : بسبب ،
( 3 ) كذا فى ز م ، آ ح س بدون نقطه ، باقى نسخ : نادرات ،
( 4 ) واو فقط در ب باصلاح جديد ، ح : كى ( بجاى آن ) ، باقى نسخ هيچ ندارند ،
( 5 ) ب : بسبب ،
( 6 ) « بر » فقط در ب باصلاح جديد ،
( 7 ) كذا فى آ ب ج ل ، باقى نسخ : بوّاب ،
( 8 ) كذا فى ب د ح ، باقى نسخ ندارند ،
( 9 ) كذا فى جميع النّسخ ، ظاهر عبارت اينست كه رسول سلطان سنجر معتمدى را از جانب خود نزد سلطان مسعود فرستاد ، ولى از سياق كلام بعد چنين برميآيد كه