صبّاح و اتباع او امارات فتنها در اسلام مىديد و علامات خللها مشاهده مىكرد در حسم مادّهء فتنهء صبّاحى بجدّ ايستاده بود و در تجهيز و تسريح عساكر بقمع و قسر ايشان مبالغت مىنمود ، حسن صبّاح مصايد مكايد بگسترد تا صيدى شگرف « 1 » چون نظام الملك باوّل وهلت در دام اهلاك « 2 » آورد و ناموس او را از آن كار صيتى افتاد ، بشعبدهء « 3 » غرور و دمدمهء زور و تعبيهاى مزخرف و تعميهاى « 4 » مزيّف تمهيد قاعدهء فدائيان كرد ، شخصى بوطاهر « 5 » ارّانى « 6 » نام و نسب خسر الدّنيا و الآخرة شد و با اين « 7 » ضلالت كه « 8 » طلب سعادت آخرت مىكرد شب آدينه دوازدهم رمضان سنهء خمس و ثمانين و اربعمائة « 9 » بحدود نهاوند در منزلى كه سحنه 67 « 10 » خوانند « 11 » به شكل صوفى پيش محفّهء نظام الملك رفت كه بعد الأفطار در محفّه از بارگاه با خرگاه حرم مىشد كاردى برو زد و نظام الملك از آن زخم شهيد شد ، و اوّل كسى كه فدائيان كشتند نظام الملك بود « 12 » ، و حسن صبّاح در آنوقتكه « 13 » از مصر بازگرديده بود باصفهان رسيد آوازهء مقالت او و
هامش
( 1 ) د ح ط افزودهاند : را ،
( 2 ) كذا فى اكثر النّسخ ، بعضى ديگر : هلاك ،
( 3 ) س : و بشعبدهء ،
( 4 ) كذا فى م س ، باقى نسخ همه محرّف و فاسد : نعمتهاى ، نغمهاء ، لعبتهاى ،
( 5 ) كذا فى ح ( بدون نقطه ) و تاريخ ابن اسفنديارa155 ، در جامعa73 و حبيب السّير جزء 4 از مجلّد 2 ص 73 : ابو طاهر ، - باقى نسخ جهانگشا جميعا : بود طاهر ، يا : بود ظاهر ،
( 6 ) كذا فى ستّ نسخ ( مشدّدا در س ) ، در چهار نسخه : اراى ، ط : افرانى ؟ ؟ ؟ ،
( 7 ) ز ح ط ل س : و به اين ،
( 8 ) ل « كه » را ندارد ،
( 9 ) « و اربعمائة » فقط در ج ل م ،
( 10 ) كذا فى ج ز ح م ، س بدون نقطه ، آ : سحيه ، د ك ل : شحنه ، ط :
سحته ، ى : بنحيه ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ،
( 11 ) آ ج ى ل م اينجا افزودهاند : فدائى ،
( 12 ) آخر فقرهء معادلهء ابن اسفنديار ، رجوع بص 203 حاشيهء 6 ،
( 13 ) كذا فى ثمانى نسخ ، آ ز س « كه » را ندارند ،