فايض گشت قريب و بعيد « 1 » دور و نزديك « 2 » برعيّتى او برغبتى صادق التجا مىجويند و از باس او امان مىيابند و « 3 » ديگران را كه مسافت « 4 » بعدى زيادت دارد همان تمنّى مىكنند و از بلاد فرنگ و منتهى شام و دار السّلام رسولان و ايلچيان مىآيند و سلاطين تحف و هداياى بسيار از خيول و مطاياى پربار « 5 » به حضرت او مىآورند و مىفرستند ،
فرستند زين « 6 » شهرها باژ « 7 » و ساو * چو با جنگ او نيستشان « 8 » زور و تاو
و با قضاى « 9 » حوايج و ادراك مباغى « 10 » بازمىگردند و « 11 » ذكر هريك را « 12 » على حده فصلى نوشته مىشود « 13 » اين ذكر را برين قدر اختصار رفت و بر دعاى دولت روزافزون اقتصار « 13 » ،
خسروا ملك و عمرت افزون باد * * چهرهء دولت تو گلگون باد
مركز آفتاب دولت تو * * از مدار زوال بيرون باد « 14 »
هامش
( 1 ) د ه ح افزودهاند : و ، ج كلمات « دور و نزديك » را ندارد ،
( 2 ) ه افزوده : و ترك و تازيك ،
( 3 ) كذا فى ح ، باقى نسخ اين واو را ندارند ، د اصل جمله را ندارد ،
( 4 ) كذا فى ه ، آ ب ج ه ح اينجا واوى علاوه دارند ، د اصل جمله را ندارد ،
( 5 ) آ : بربار ؟ ؟ ؟ ، ح : بربار ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) ب ه ح : ازين ، ج : زان ،
( 7 ) ه ز : باج ،
( 8 ) كذا منفصلا فى آ ز ، ساير نسخ متّصلا : نيستشان ،
( 9 ) كذا فى ز ، ح : با فضاى ؟ ؟ ؟ ، د : با قصاء ، ج ه :
باقتضاى ، آ : باقتصاى ؟ ؟ ؟ ، ب : باقتصاء ؟ ؟ ؟ ،
( 10 ) كذا فى ب د ، آ : مباعى ؟ ؟ ؟ ، ج ز ح : مساعى ، ه : مآرب ، - رجوع بص 28 ح 10 ،
( 11 ) ه افزوده : در ،
( 12 ) آ ج د ه « را » را ندارند ،
( 13 - 13 ) كذا فى ح ، آ ب : و ذكر بر آن اختصار ، ز : و ذكر بر اين اختصار كه ، ج : و ذكر آن بر آن اختصار كرده مىآيد ، د ه ندارند ،
( 14 ) ظهير فاريابى ،