تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
فائت 272 ما بين س 2 و 3 به آخر اين كمات افزوده شود « بيات ، ص 25 » ، ( 1 ) ( 1 ) بيات بباء موحّده و ياء مثّناة تحتانيّه و الف و در آخر تاء مثنّاه فوقانيّه قصبهء بوده است قريب چهل فرسخ در جنوب شرقى بغداد در سرحدّ لرستان ايران و عثمانى در « پشت كوه » حاليّه مقابل بندنيجين ( مندلى يا مندليج حاليّه ) و اكنون نيز گويا آثار و خرابهاى آن باقى است و اصل تمام آن ناحيه را نيز بيات ميگفته‌اند ، و بادرآيا و باكسايا كه دو قصبهء ديگر است از نواحى بغداد در طرف نهروان و اكنون نيز به همين اسم باقىاند با چند موضع ديگر همه از توابع بيات محسوب ميشده است ( رجوع كنيد بنزهة القلوب در « بيات » و « بندنجين » ، و كاترمر در حواشى جامع التّواريخ ص 264 ، و 64 ، 63 .
PP , Caliphate Eastcrn the of Lands The , Strange Le
و بعضى نقشه‌ها و كتب جغرافى جديد ) ، ( 2 ) كذا فى ب ه ، و همين صواب است رجوع كنيد بحاشيهء بعد ، ( 3 ) كذا فى آ ب د ه ، و همين صواب است لا غير ، و اقوى دليل بر آنكه تاق در اينجا با تاء است نه با ياء آنست كه اين قلعه را طاق با طاء مؤلّفه نيز گويند چنان كه در مطلع سعد بن عبد الرّزّاق سمرقندى در فصل حكّام سربداريّه مسطور است : - « و شهرت شيخ حسن [ مراد سربداريّه ] بحدّى رسيد كه حكّام را وهم آن شد كه خروج خواهد كرد امير ارغونشاه . . . او را گرفته بقلعهء تاك كه طاق هم گويند بولايت يازر فرستاد » ( مطلع سعدين نسخهء پاريس
a
32 .
f
، 1772
. Suppl . persan
( 4 ) كذا فى د ه و هو الصّواب لا غير ،