گرى سرافراز بود ، به دار السلطنهء تبريز فرستادند كه به اتفاق نايب حاكم آنجا به ضبط آن حدود قيام نمايد . عيسى خان قورچى باشى در اين سال به اتفاق زمان بيگ كه با تفنگچيان به او ملحق شده بودند قلعهء آخسقه را محاصره نموده ، مرتضى پاشا امان خواسته بيرون آمد و حكومت قلعه به شمسى خان قزاقلر تفويض يافت .
مخالفت موراو و طهمورث و شكست يافتن موراو « 1 »
چون گرجيان به سلطنت موراو راضى نبودند جمعى از ايشان نزد طهمورث رفته فيما بين طهمورث و موراو مهم به مجادله انجاميد و طهمورث غالب شد و موراو فرار نموده روانهء الكاى روم گرديد و طهمورث ، داود خان را شفيع ساخته التماس عفو زلّات خود نموده ، امر و الا نفاذ يافت كه تا شمشير به گردن انداخته به درگاه معلى نيايد ، تقصير او به عفو مقرون نخواهد شد . داود خان با معدودى از ملازمان ، طهمورث را ملاقات نموده ، مقرر داشت با تغيير لباس روميانه نمايد و مشاراليه تغيير لباس كرده شمشير به گردن انداخته بر جادهء اطاعت مستقيم گشت و داود خان مراجعت نمود .
[ التجاى ابازه پاشا به درگاه گيتى پناه ] « 2 »
خليل پاشا سردار به قصد تاخت كردن الكاى ابازه بدان حدود آمده حسين پاشا را پيشتر فرستاد و ابازه على الغفله بر سر ايشان رفته ، حسين پاشا را مجروح ساخته لشكر او درهم شكست و خليل پاشا ارزن الروم را محاصره نموده ، كارى از پيش نبرد و به علت رسيدن زمستان مراجعت نموده ، ابازه نوروز بيگ را كه سابقا مذكور شد كه محبوس ساخته در اين وقت با جمعى از روميان كه به دست او گرفتار شده بودند فرستاده ، سالك طريق بندگى گرديد .
هامش
( 1 ) . متن : چند كلمه جاى خالى است كه از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 1061 تكميل شد .
( 2 ) . متن : چند كلمه جاى خالى است كه از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 1063 تكميل شد .