مقايسهء اين روايت كه يكى از فرزندان زرتشت توليت نوبهار را در دست داشته « 1 » با انبوه گزارشهايى كه برمكيان را نسل در نسل متولى نوبهار و حاكمان بىانباز رستاق بلخ شمردهاند ، نيز حاكى از عنايت كم مانند ايرانيان به اين خاندان و اثبات سيطرهء ايرانيگرايى بر دستگاه خلافت به روزگار وزارت ايشان است .
به هر حال آنچه مسلّم است آن است كه برمكيان تا فتح اسلامى بلخ درين شهر مىزيسته و مشغول ادارهء نوبهار و قلمرو خويش بودهاند و خاستگاه خويش را همان بلخ مىدانستند . وقتى فضل بن يحيى در 175 ق علماى بلخ را بر دروازهء نوبهار بلخ گرد آورد ، گفت اصل برمكيان از جباخان بلخ بوده است « 2 » .
4 - فتح بلخ به دست مسلمانان عرب
برمك در دمشق
دربارهء فتح بلخ به دست مسلمانان و گروش برمك به اسلام نكتههاى مبهم بسيار وجود دارد . گذشته از اختلاف مورخان در تاريخ اين واقعه - مانند غالب شهرهايى كه چند بار فتح شد و همين معنى موجب اختلاف در تاريخ فتوح آنها گرديده - هنوز به درستى دانسته نيست كه برمك در چه تاريخى مسلمان شد و نخستين برمك مسلمان شده پدر خالد بوده يا نياى او . ابن ازرق كرمانى تصريح كرده كه بلخ در پى فتح خراسان به روزگار خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد . برمك جدّ خالد به اسلام گرايش يافت و به مدينه رفت و اسلام آورد و عثمان او را عبد اللّه ناميد . چون به بلخ بازگشت قوم را به اسلام خواند ولى بلخيان او را براندند و يكى را از خاندان او با لقب برمك به جاى او بنشاندند . بر اساس همين روايت ، ترك طلخان ( يعنى ترخان يا طرخان فرمانرواى تركستان ) از گروش برمك به اسلام سخت خشمناك شد و در صدد سركوب وى برآمد و تهديدش كرد كه بايد به دين اجداد خويش بازگردد . برمك اعلام كرد كه به اختيار خويش اسلام را پذيرفته و از آن روى برنخواهد تافت . پس ترخان به دو حمله آورد و برمك در اين كشاكش كشته شد . پس از قتل برمك ، همسرش كودك خردسال خود را
هامش
( 1 ) . حبيبى ، حواشى فضايل بلخ ، 413 .
( 2 ) . بلخى ، فضايل بلخ ، 37 ؛ حبيبى مصحّح اين كتاب در حواشى خود جباخان را به صورت جباخانه آورده است . نيز نك فصل پيشين .