كردهايم و آتش فتنه را فرو نشاندهايم . خاطر جمع دار كه عنقريب از هر جانب « 1 » فتنه بر پا خواهد شد .
غرض آنست كه چون خزاين و هداياى على عيسى ماهان « 2 » پيش خليفه بگذشت ، از آن تاريخ مزاج او از برمكيان متغيّر گشت و روز به روز كار ايشان فتور گرفت تا بعد از مدتى جعفر را بكشتند و ديگران را محبوس كردند . سه چهار سال بگذشت « 3 » كه در خراسان و ماوراء النهر فتنهها ظاهر گشت و از هر طرفى از ممالك بغى و طغيان پيدا آمد و درين مهم خليفه خود به خراسان رفت و گنجها صرف كرد و به قرار اول باز نيامد .
خليفه سخن جعفر بسيار ياد كردى و گفتى كه چه راستگو بود جعفر كه هر درمى كه على عيسى آورده ، به جاى آن « 4 » صد دينار خرج شد و كاربر وفق مدعا نشد . بعد آن از هر طرف دشمنى سر بر كرد و استقامت و رفاهيتى كه بواسطهء برامكه بود به كلى از ممالك برخاست و خليفه را چندان حزن روى « 5 » داد كه در آن اندوه رنجور شد و از برانداخت برامكه از درون « 6 » تأسّفها مىخورد ، برون بر آنچه كرده بود اصرار مىنمود تا عمر وى سپرى شد . تا امروز كه صد و پنجاه سال از آن بگذشته است ، ملك بنى عباس را استقامتى نيامد و هر ديارى و عرصهاى به دست كسى افتاده و عراق و مصر به واسطهء سلاطين ديندار از پس ايشان ماند و آنچه حق ملك دارى و جهانبانى بود از ميان خاست و همين به حرمت و حشمت امامت قناعت نمودند . سلاطين بعد ضبط ممالك و تصّرف اقاليم از ايشان التجا مىطلبند و ايشان به تحفه و هديه بسنده مىكنند و بر فور مناشير مىدهند و اجازت مىنويسند و مجال و . . . « 7 » به كلى رفته است . و اللّه اعلم .
حكايت
در رعايت كردن فضل يحيى برمكى ابو على حسين بن جعفر را كه از حوادث روزگار از پا افتاده بود
هامش
( 1 ) . ل : از هر طرف .
( 2 ) . ك : عوام و مقّربان .
( 3 ) . ك : برنيامد .
( 4 ) . اساس : + يك دينار .
( 5 ) . ك : - روى .
( 6 ) . ك : - درون .
( 7 ) . يك كلمهء ناخواناست : نصب ؟