در واقعهء سقوط برمكيان به دستور هارون ، محمد و فرزندان او و وابستگانش را تعرض نرساندند « 1 » . صاحب اخبار برمكيان آورده كه محمد از قتل جعفر و گرفتارى يحيى هيچ اظهار دلتنگى و اندوه نكرد و مردم بدين سبب از او بيزارى جستند . وى در صفر 183 ، به روايتى مسموم شد و درگذشت « 2 » .
4 - ابراهيم بن يحيى بن خالد . به سبب زيبايىاش او را دينار بنى برمك مىخواندند .
يحيى به تربيت او اهتمام تمام داشت و استادان را گفته بود علاوه بر علم و ادب ، او را بلند همتى و بزرگى بياموزند و مهرش را در دل مردم و منّتش را بر گردن خلق بيندازند .
ابراهيم در نوزده سالگى درگذشت و يحيى را سخت اندوهناك كرد « 3 » .
5 - موسى بن يحيى بن خالد . از دولتمردان نامدار عصر هارون بود و از او در كنار فضل و جعفر و محمّد ياد كردهاند « 4 » . او از سپهسالاران و خود مردى دلاور بود . در 176 ق كه ميان قبايل عرب شام نزاع افتاد و فتنه بالا گرفت ، وى از سوى هارون ولايت شام يافت و بدانجا رفت و آن فتنه را فرو نشاند « 5 » . روزگارى نيز حاكم سند بود و بلاذرى كارهاى او را در آنجا ذكر كرده است « 6 » . گفتهاند مدتى پيش از زوال برمكيان ، وى را متهم كردند كه با خراسانيان مكاتبه كرده و آنها را بر ضد هارون شورانده است . هارون نيز او را گرفته به حبس افكند امّا مدتى بعد رهايش كرد « 7 » . ابن ابى موسى حلبى او را در شعرى ستوده و از سخاوت و بزرگىاش ياد كرده است « 8 » . مسعودى هم او را به دلاورى و سختكوشى ياد كرده است « 9 » . امّا آملى آورده كه موسى و برادرش مدتى امارت طبرستان داشتند و در آنجا بدسيرتىها كردند و بر جان و مال مردم استيلا يافتند . املاك خلق را به زور مىگرفتند و دخترانشان را تصاحب مىكردند و چون به خليفه نزديك بودند كسى را زهرهء داد خواهى نبود « 10 » . او نيز پس از زوال برمكيان به زندان افتاد تا محمد امين در خلافتش او را آزاد كرد . وى سپس به مأمون پيوست و در دستگاه او مناصب مهم يافت « 11 » ؛ و از جمله
هامش
( 1 ) . طبرى ، 8 / 296 .
( 2 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 116 الف و ب .
( 3 ) . جهشيارى ، 179 - 180 ؛ بيهقى ، المحاسن ، 178 .
( 4 ) . جهشيارى ، 198 ؛ اتليدى ، 152 .
( 5 ) . طبرى ، 8 / 251 .
( 6 ) . فتوح ، 3 / 544 .
( 7 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 177 .
( 8 ) . ابن ازرق ، شذرات . . . ، ص 17 .
( 9 ) . مروج ، 3 / 368 .
( 10 ) . تاريخ طبرستان ، 69 .
( 11 ) .Sourdel , 1036؛ بارتولد ، همان ، 92 .