مملكت را كوچانيده اكثرى را به فيروزكوه برد و بعد از انهزام سلطان مراد جمعى كثير از طايفهء آققويونلو پناه بدان كوهستان بردند و در ظل حمايت او جمع شدند .
حسين كيا با آنكه شيعى مذهب بود و همشيه دم از ولاى خاندان اهل بيت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله سلّم - مىزد ، در اين وقت به فريب امراى تركمان از راه رفته با حضرت شاه دينپناه اظهار مخالفت كرد و طريق عصيان پيش گرفت .
چون اين معنى بر حضرت شاه دينپناه ظاهر شد ، در اواخر زمستان سنهء تسع و تسعمايه [ 909 ] در ماه رمضان از قشلاق قم با سپاه آراسته بيرون فرموده چند روزى در رى نزول اجلال نمود . حسين كيا چون از توجّه سپاه قيامت اثر باخبر شد در استحكام برج و باروى حصارها كوشيده به ذخاير فراوان و رجال ابطال مملوّ گردانيد و صحراى خوار را كه محل عبور عساكر منصور بود آب انداخته بسان دريا ساخت و پيادههاى كماندار جرّار بر گذرهاى « 1 » دشوار بداشت ، سه حصار را [ كه ] « 2 » در آن ايّام [ بنا كرده ] « 3 » استحكام داده بود . يكى حصار گلخندان ، دوم استا ، سوم استناوند ؛ چون حصار استا بزرگتر بود خود با جميع لشكر و امراى تركمان در آنجا مقام ساخت . آن حصارى بود بر فراز كوه بلند ، به غايت وسيع و محكم .
شعر
به برج فلك بارهاش توأمان * سر رفعتش سوده بر آسمان
ز قوس و قزح بر فصيلش كمند « 4 » * نيارد فكند آسمان بلند
حمل كرده بر خاك ريزش طواف * چو نخجير پيرامن كوه قاف
كيا چون شد آگه ز اقبال شاه * به آن قلعه برد از نهيبش پناه
موكب همايون در آخر شهر رمضان از رى به قصد حصار گلخندان روان شد . در آن سفر قاضى محمد كاشى در منصب صدارت شريك مولانا شمس الدين [ 19 ] گيلانى شد و مهمّات او روز به روز در ترقّى بود ، تا امارت با صدارت جمع كرد .
فى الجمله عساكر منصور چون به پاى حصار گلخندان نزول نمودند ، به اندك روزى حصارى بدان استوارى مفتوح گشت . مردم آن حصار را به قتل آورده ، دماوند و آن
هامش
( 1 ) . ب : گذارهاى .
( 2 ) . ب : ندارد .
( 3 ) . ب : ندارد .
( 4 ) . ب : فكند .