سرپنجه به خون عاشقان گلگون كرد * چون شاخ گلى كه غنچهها بيرون كرد
» ( تذكرهء تحفهء سامى ، ص 94 )
و صاحب تذكرهء صبح گلشن مىنويسد « رجايى سيف الدين محمود اصفهانى از عشيرهء كمال الدين اسماعيل است و در حساب و هندسه و شاعرى و لطافت مزاج و ظرافت طبع بىعديل و در سنهء اثنين و ستين و تسعمايه [ 962 ] در مشهد مقدّس به دست اوباشى ناتراش شهيد و قتيل گرديد .
( تذكرهء صبح گلشن ، ص 173 )
ص 262 س 14 در ريحانة الادب در مورد امير جمال الدين محدّث آمده است :
سيّد امير عطاء اللّه بن محدّث هروى ملقّب به جمال حسينى و معروف به امير جمال الدين يا جلال الدين عموزادهء غياث الدين منصور از افاضل و محدّثين عصر خود بود و در علوم دينيّه و معارف يقينيّه نيز دستى توانا داشت . و در مدرسهء سلطانيّهء هرات تدريس مىكرد .
امير جمال الدين پس از آنكه شاه اسماعيل بر اوزبك [ شيبكخان ] غالب آمد در هرات روى منبر خطبه به نام شاه اسماعيل خواند و وى را ستود و مردم را به متابعت ائمهء اطهار ترغيب و تشويق نمود .
از جمال الدين آثارى چند به جا مانده است ، از آن جمله مىتوان به تحفة الاحباء و روضة الاحباب من سيرة النبى به فارسى در سه جلد ، كه آن را به امر امير على شيرنوايى تأليف كرده است ، اشاره نمود .
( ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 426 )
ص 262 س 15 جامى ، نورالدين عبد الرحمان ( 817 - 898 ه . ق . ) ، شاعر و اديب و عارف ايرانى ، كه مشهورترين شاعر پارسىگوى در قرن 9 ه . ق . محسوب است ؛ پدرش از دشت ( حوالى اصفهان ) به هرات مهاجرت كرد . عبد الرحمان مدتى دشتى تخلّص مىكرد ، و سپس به مناسبت مولد خود و به سبب ارادتى كه به شيخ جام داشت ، تخلّص