به تمام به نهب و تاراج بردند و بهرام ميرزا شكسته و پريشان از آن ورطه به سلامت بيرون رفت .
شعر
در آن زمان كه بود بيم جان ، مدار شگفت * به زير چادر ناهيد اگر خزد بهرام
ابو سعيد بهادر در حين معاودت بهرام ميرزا ، فرصت يافته از [ دست ] « 1 » موكّلان فرار نمود ، امّا كيا خوركيا را همراه بردند و بعد از چند گاه در طالقان به مرض موت مبتلا شده سفر آخرت اختيار نمود .
ذكر سلطنت خان احمد بن سلطان حسن بن خان احمد
چون جيلانيان را اين چنين فتحى روزى شد و بر خصم غالب آمدند ، امير عبّاس كه از اوسط [ 168 ] الناس آن ديار بود به هواى سپهسالارى جمعى از اقربا و اقوام خود را فراهم آورده به قصد ابو سعيد بهادر ، رايت كين برافراخت و نقش زندگانى آن جناب را به نوك خنجر جانستان به سهل و آسان از صفحهء وجود حكّ ساخت و برادر بزرگ امير عبّاس كه سپهسالار ولايت رشت بود و قرامحمد نام داشت منصب امير الامرايى يافته خان احمد را باز بر سرير سلطنت لاهيجان نصب فرموده ، وسيلهء ايالت و حكومت خويش گردانيد و قرامحمّد به امير عبّاس و ساير برادران و اقربا از روى استيلا و استعلا شروع در حكومت ولايات جيلانات كرده قريب پانزده سال برادران به نوبت بر مسند سپهسالارى كامرانيها نمودند ، چنان كه بر خان احمد از پادشاهى به جز نامى بيش نبود . ترتيب حكومت برادران بر اين منوال است كه بعد از قرامحمّد ، امير عبّاس رتبهء سپهسالارى يافته در آن امر خطير به استقلال شروع نمود و چون مدّت ده سال از حكومت او بگذشت ، امير بهادر نامى كه وكيل امير عبّاس بود به طمع سپهسالارى ، قصد ولى نعمت خود كرده به قتل او اقدام نمود و در همان روز يك برادر امير عبّاس [ را ] « 2 » با عمّش نيز بكشت . چون اين خبر در خطّهء
هامش
( 1 ) . ب و ت : ندارد .
( 2 ) . ب : ندارد .