را به تلخى مىدادند . چون چند روز بر اين منوال بگذشت اكثر آن طايفه ضايع البضاعت عديم الاستطاعت به موجب
« فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ »
« 1 » از معاودت به مسكن مألوف و محل مأنوس « 2 » خود مأيوس شده دل بر هلاكت بنهادند و خواندگار چون به ولايت درجزين رسيد و آن نواحى را در كمال خرابى و پريشانى ديد ، سوداى باطل و خيال محال از سر بيرون كرده به طرف روم معاودت نمود ) « 3 » .
شعر
تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار « 4 » * كه رحم اگر نكند مدّعى خدا بكند
بعد از معاودت روميّه ، حضرت شاه عالميان به طرف تبريز روان شد و از اثناى راه اردو و آغرق را جدا كرده ، جرّاره متوجّه خطّهء بىعديل اردبيل شده به زيارت آباى عظام كرام - قدس اللّه تعالى سرّهم العزيز - مشرّف گشت « 5 » و دوازده عدد شمعدان كه نذر آستان ملايك آشيان نموده بود در آن محال متبرّك روشن ساخته ، بعد از استعانت و استمداد باز در موضع سراب به اردوى كيهانپوى ملحق شد « 6 » . در آن اثنا خبر رسيد كه روميه از تبريز كوچ كرده به طرف اخلاط « 7 » رفتند . عساكر منصور از آنجا متوجّه مرند شدند و از مرند « 8 » به جانب خوى كوچ كردند . در خلال آن حال منهيان اقبال خبر رسانيدند كه اولامه در وان نزول نموده . حضرت شاه خلافتپناه به قصد آن حقّ ناشناس گمراه از خوى ايلغار كرد و چون خبر ايلغار حضرت شاه عالممدار به سمع اولامه مىرسد ، فى الفور از بيم جان از قصبهء وان فرار بر قرار اختيار مىنمايد « 9 » . حضرت شاه خلافتپناه برادران كامكار بهرام ميرزا و القاس ميرزا [ را ] با امراى عظام تقسيم [ 99 ] نموده از هر طرف به ولايت روميان نامزد نمود .
عساكر نصرت مآثر مخالفان را تعاقب نموده از شرايط نهب و غارت دقيقهاى در آن
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) ، آيهء 50 .
( 2 ) . ب : مايوس .
( 3 ) . مطالب بين هلالين ( ) برگرفته از تذكرهء شاه طهماسب صص 7 - 36 .
( 4 ) . ت : « و دل خوش دار » ندارد .
( 5 ) . ت : گشته .
( 6 ) . ت : شده .
( 7 ) . اخلاط : شهرى است در كنار درياچهء وان ( لغت نامه ) .
( 8 ) . ب : مزيد .
( 9 ) . ب : مىنمايند .