تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2036

مساهمون:

ص٢٠٣٦
دمتريوس از غزه فرار كرده به آزوتوس « 1 » ، يعنى محلّى بين غزه و آسكالون « 2 » ، رفت ( بنقشه فينيقيه و فلسطين در اين تأليف رجوع شود ) و بعد با دشمن داخل مذاكره شد ، كه بگذارد جسد كشتگان را از ميدان جنگ بردارند . بطلميوس و سلكوس اين اجازه را دادند و اسرائى را ، كه از خانواده دمتريوس بودند ، با باروبنهء او پس فرستاده پيغام دادند ، كه آنها براى اين چيزها جنگ نميكنند . جهت جنگ اين است ، كه وقتى كه ستيزه با پرديكّاس و اومن در گرفته بود ، آن‌تىگون با سلكوس و بطلميوس اتحاد داشت ، ولى پس از بهره‌مندى نخواست ، نتايج فتح را با متّحدين خود تقسيم كند و سلكوس را از بابل براند . ديودور گويد ، كه در اين جنگ عدّه كشتگان 5000 نفر ، عدّه اسراء 8000 نفر بود و بطلميوس اسراء را بمصر فرستاد . بعد بطلميوس داخل فينيقيّه شده شهرهاى آن را تصرّف كرد و دمتريوس ، چون بواسطه فقدان سپاه نميتوانست كارى كند ، از پدر خود آن‌تىگون كمك طلبيد و بعد به طرابليس رفته از شهرهاى كيليكيّه قشون خواست .

بازگشت سلكوس ببابل

سلكوس پس از شكست دمتريوس 800 نفر پياده و 200 سوار از بطلميوس گرفته به طرف بابل رفت ، تا ايالت سابق خود را بدست آرد . اگرچه عدّه‌اى ، كه با خود داشت ، براى اجراى نقشه‌هايش خيلى كم بود ، ولى اميدوار بود ، كه بابلىها ، چون او را ميخواهند ، همراهى خواهند كرد و ديگر اينكه ، چون قواى آن‌تىگون پراكنده است ، تا او بخواهد قوّه‌اى زياد بر ضدّ او به كار اندازد ، سلكوس كار خود را كرده است . دوستان و رفقاى او از جهت كمى عدّه جنگيهاى او نگران بودند و او را از رفتن ببابل منع ميكردند ، ولى سلكوس در جواب آنها چنين ميگفت : « رفقاى قديم اسكندر بايد نه بقوّه تكيه دهند و نه به پول ، زرنگى و مهارت آنها بايد تكيه‌گاهشان باشد و ديگر اينكه خدايان به من خبر داده‌اند ، كه عاقبت كارم خوب خواهد شد ،
هامش
( 1 ) -Azotus .( 2 ) -Ascalon .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2036 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )