بطلميوس پسر لاگس ، كه والى مصر گرديد نبود ، اين بطلميوس ، ساموفيلاكس « 1 » نامداشت .
آنتىگون پس از فتح
آنتىگون پس از فتحى ، كه كرده بود ، چنان كه گذشت ، به طرف ماد رفت ، تا زمستان را در آنجا بگذراند و در اينوقت دريافت ، كه پىتون والى ماد ، ميخواهد سربازان را بر ضدّ آنتىگون برانگيزد . چون درافتادن با چنين سردارى ، كه اسكندر نيز قدر او را ميدانست صلاح نبود ، آنتىگون روى خوش به كسانى ، كه اين اخبار را براى او ميآوردند ، نشان نداد و به عكس آنها را از اينكه ميان دو دوست را بهم ميزنند سرزنش كرد ، ولى در نهان نقشهاى ريخت ، تا او را بدست آرد و با اين قصد نامهاى به پىتون نوشته او را طلبيد ، تا رياست قشون تمامى ايالات عليا را به او بدهد . پىتون وعدههاى او را باور كرده آمد و همين كه وارد شد ، آنتيگون او را گرفته ، بديوان محاكمات فرستاد و او را محكوم و بعد نابود كردند . بعد آنتىگون ارنتوبات « 2 » مادى را ، والى ماد و هيپپوسترات « 3 » را رئيس ساخلوى مركب از 3500 سپاهى اجير كرده ، پنجهزار تالان نقره شمش ( 27 ميليون و نيم فرنگ طلا ) برداشته به طرف پارس رفت . او بيست روز راه در پيش داشت ، تا بتختجمشيد درآيد . پس از اينكه به پارس رسيد ، مردم او را مانند پادشاهى پذيرفتند و آنتىگون بتغيير ولات پرداخت ولى تل پولم والى كرمان و ستاسانور والى ايالت ديگر را ( كه ديودور باز كرمان نوشته و بايد اشتباه باشد ) معزول نكرد ، زيرا اينها قوى بودند و با يك حكم ممكن نبود آنها را منفصل كرد و ديگر اينكه اين دو نفر ايالاتشان را خوب اداره كرده بودند و در ميان مردم هواخواهان زياد داشتند . در اينوقت ، اوىتوس « 4 » والى هرات شد و پس از مرگش ، كه به زودى روى داد ، اواگراس شجاع و زرنگ جانشين او گشت . ايالت پاراپاميزاد ، كما فى السّابق در دست اكسيارتس پدر ركسانه ماند ، زيرا بيرون كردن او از آن صفحه ، از جهت دورى مستلزم قشونى نيرومند بود . بعد ، آنتىگون سىبرتيوس
هامش
( 1 ) -Samophilax .( 2 ) -Orontobate .( 3 ) -Hippostrate .( 4 ) -Evitus .