خرهپود « 1 » معروف به الهآزار « 2 » ( بند 69 - 70 )
. . . پارتيها از تأسيس امپراطوريشان تا زوال آن با رومىها روابطى داشتند . گاهى جنگ ميكردند و گاهى هدايا براى روم ميفرستادند . پالفاتس « 3 » چنين گويد و پورفير « 4 » و فىلىمون « 5 » و بسيارى از نويسندگان ديگر نيز ، ولى ما فقط موافق كتاب خرهپود ، كه بنام برسومه « 6 » معروف است ، صحبت خواهيم داشت . اين خرهپود منشى شاهپوه شاه بود ( مقصود نويسنده شاپور دوّم ساسانى است ، شاهپور را در زمان ساسانيان شاهپوهر ميگفتند و شاهپوه مخفّف آن است . م . ) و وقتى كه ژولين مرتدّ به تيسفون آمد ( شرح جنگ ژولين قيصر روم با شاپور دوّم مربوط بدوره ساسانى است و در جاى خود بيايد . م . ) خرهپود اسير روميها شد و پس از مرگ ژولين او با ژووين « 7 » بيونان رفت و چون مذهب ما ( يعنى مسيحى ) را اختيار كرد ، او را الهآزار ناميدند . او زبان يونانى را آموخته كارهاى شاهپوه و ژولين را نوشت . بعد او تاريخ عهد اوّل ( قديم ) را ، كه يكى از رفقاى اسارتش نوشته بود ، در يك جلد بيونانى ترجمه كرد . اين كتاب را پرسومه و پارسيها آن را راسدشون « 8 » نامند . ما ( يعنى موسىخورن ) مندرجات اين كتاب را باستثناى افسانهها نقل ميكنيم ، زيرا بيموقع است ، كه قصص خواب شهوت و ستون آتشى را ، كه از ساسان بيرون ميآمد و گلّه را احاطه ميداشت ، تكرار كنيم و نيز از روشنائى ماه و تعبير ستارهشناسان ، كه معبّرين خوابها هستند ، صحبت داريم . ما از نقشه شهوتآلود اردشير ، كه درپى آن قتل است و اين شهوت بىمعنى ذكرى نخواهيم كرد ( مقصود موسىخورن افسانههائى است ، كه پارسيها در باب ساسان گفتهاند و مورّخ مزبور ميخواهد بگويد ، كه اين افسانهها ، چون باوركردنى نيست ، ذكرش زايد است ، اينجاى نوشتههاى او نظرى را ، كه بالاتر در باب كارهاى آرداشس اظهار داشتيم ، تأييد مىكند . آنجا موسىخورن گويد ، كه اين اخبار را باور دارد ، و حال آنكه اخبار حاكى از كارهاى خارق
هامش
( 1 ) -Khorohpoud .( 2 ) -Eleazar .( 3 ) -Palephatos .( 4 ) -Porphyr .( 5 ) -Philimon .( 6 ) -Barsomma .( 7 ) -Jovien .( 8 ) -Rasdschoun .