خود ، ابتداى كتاب چهارم اين تأليف ( صفحات 2192 - 2197 ) ذكر شده .
فصل ششم - مورخين و نويسندگان ارمنستان
چنان كه از تاريخ پارت به خوبى روشن است ، در دورهء اشكانيان ارمنستان ارتباطى خاص با ايران اشكانى داشت . در اينوقت هنوز جدائى مذهبى بين ايرانيان و ارامنه روى نداده بود ، زيرا قرونى بعد ، ارامنه مذهب عيسوى را پذيرفتند . از طرف ديگر از حيث عادات و اخلاق و تشكيلات و غيره ارامنه شباهتهاى تام بايرانيها داشتند و در دوره پارتى در اينجا شعبهاى از خاندان اشكانى سلطنت ميكرد . مخصوصا جالبتوجه است ، كه وقتى كه روميها بر ارمنستان دست يافته شخصى ديگر را بر تخت مينشانيدند ، غالبا ملّيون ارامنه و وطنپرستان آنها چنين شخصى را غاصب تاجوتخت ارمنستان ميدانستند و با او مخالفت ميورزيدند .
كلية ، چنان كه از تاريخ پارت برميآيد ، قبل از اينكه ساسانيان روى كار آيند و جنگهاى مذهبى بين ايرانيان و ارامنه درگيرد ، قلوب ملّيّون و وطنپرستان ارامنه با ايران بود و مخالف روميها . حتّى در زمان اردشير پاپكان ، پس از غلبه او بر اردوان ، ارمنستان بحمايت اشكانيان برخاست و بعدها هم ملّت ارامنه بطرفدارى از اشكانيان باقى ماند . بنابراين يكى از جهات ضدّيت ارمنستان با ساسانىها محبّتى بود ، كه ارامنه نسبت باشكانيان ميورزيدند و جهت ديگرش تعصّب مذهبى شاهان ساسانى ، كه در تحت نفوذ مغها ميخواستند ارمنستان را در مذهب زرتشت نگاهدارند . چون شرح اين وقايع در جاى خود بيايد ، عجالة ميگذريم . مقصود از نگارش چند صفحهاى ، كه بيايد فقط اين است ، كه ببينيم ، مورّخين و نويسندگان مملكتى ، كه باشكانيان علاقهمند بودند ، در باب وقايع سلطنت شاهان مذكور چيست و از نوشتههاى آنها چيزى بر اطّلاعات ما ميافزايد يا نه ؟
ماراپاس كاتينا « 1 »
از اين نويسنده در صفحه 94 - 95 اين تأليف ذكرى شده و همانجا گفتهايم ، كه مفاد نوشتههاى او را موسىخورن
هامش
( 1 ) -Victor Langlois . Collection des histor . anc . et mod . de I Armenie . T . I . Paris 1881 . p . 13 .