( 149 ) سكّههاىاشك بيست و ششم ( بلاش سوّم )
آن را محقّق دانست . مقصود ما فقط اين است ، كه اين جنگ جهتى غير از خسته شدن پارتيها از صلح متمادى داشته ، ولى بواسطه سكوت نويسنده رومى بر ما مجهول است . بهرحال شرح اين جنگ ، كه به ضرر دولت پارت تمام شد ، چنين است :
جنگ پارت با روم
بلاش سوّم ناگهان با قشونش داخل ارمنستان گرديده پادشاه آن را ، كه سواموس « 1 » نام داشت و او را روميها بر تخت نشانيده بودند ، از آنجا براند ( از كتاب ديوكاسّيوس ، كه سويداس نقل كرده ) و پس از آن تيگران نامى را ، كه از شعبهاى از خانواده اشكانى بود ، و ارامنه او را پادشاه خود ميدانستند ، بر تخت نشانيد ( موسىخورن ، تاريخ ارمنستان ، جلد 2 ، صفحه 161 ) . اين خبر در اطراف و اكناف ارمنستان انتشار يافت و سوريانوس « 2 » حاكم كاپادوكيّه ، كه اصلا از گالّيها بود ، بپيشگوئى يكنفر پيغمبر كذّاب ( متنبّى ) آلكساندر نام اميدوار گرديده ، به طرف ارمنستان رفت و بعد از ورود به اين مملكت با شورشيان ارمنستان ، كه هواخواه تيگران بودند و با معاونين آنها ، جنگ كرده بهرهمند شد . بعد او ،
هامش
( 1 ) -Soaemus .( 2 ) -Severianus .