آگاهى داشته باشند ، تا چه رسد باينكه باهم ارتباط يابند ، از جهت اشتراك منافع باهم مربوط ميگشتند و هدايائى فيما بين ردّ و بدل ميشد ، زيرا شكّى نيست ، كه داكيها منافعى در ايجاد ارتباطى با دربار اشكانى نداشتند ، جز اينكه مانند پارتيها دشمنان روم بودند و تصوّر ميكردند ، كه دولت اشكانى در موقع لزوم ميتواند ، حركت مفيدى براى داكيها بكند و روميها مجبور گردند يك قسمت قواى خود را بمشرق بفرستند . پذيرفته شدن بنده مزبور از طرف پاكر نيز مىرساند ، كه او هم دوستى داكيها را مغتنم ميشمرده و الّا خود را رهين منّت آنان نميساخت .
از وقايع سلطنت پاكر يكى هم اين است ، كه او بتوسعه تيسفون ، كه پايتخت اشكانيان بود ، افزود و آن را تزيين كرد ( آممينمارسلّن ، كتاب 23 ، بند 6 ) « 1 » .
بعد خبرى هست ، كه پاكر خاك خسرون را بپادشاه آن آبكار از جهت احتياج به پول فروخت . خسرون همان ناحيه است ، كه پايتخت آن را ادس ميناميدند ( اورفا يا اورفه كنونى ) . فروش گويا از جهة مخارج زياد توسعه و تزيينات تيسفون بوده ، ولى نبايد تصوّر كرد ، كه حق دولت اشكانى نسبت به اين خاك از ميان رفته ، زيرا پس از پاكر مدّتها تا زمان ماركارل « 2 » امپراطور ديده مىشود ، كه حقوق شاهان اشكانى نسبت بپادشاه دستنشانده خسرون باقى است .
از اينجا بايد استنباط كرد ، كه وجهى پاكر از آبكار يا اكبر دريافت داشته ، نه اينكه حق خود را به او فروخته باشد و اين وجه هم شايد از وجوهى بوده ، كه بعض پادشاهان دستنشانده بشاهان اشكانى ميپرداختهاند ، يعنى پاكر باج چند سال را بطور مساعده پيشكى دريافت داشته ( اين خبر از سويداس « 3 » يكى از نحويّون يونانى از قرن پنجم م . است و معلوم نيست ، تا چه درجه صحّت دارد . م . ) .
از وقايع سلطنت پاكر اگرچه اطّلاعات صحيحى نداريم ، باوجود اين رويهمرفته بايد به اين عقيده بود ، كه مدّعيان سلطنت در زمان او زياد بودند و اوقات او بمنازعات داخلى صرف ميشده ، زيرا علاوه بر اردوان و مهرداد ، كه بالاتر اشاره
هامش
( 1 ) -Ammien Marcellin .( 2 ) -Marc - Aurele .( 3 ) -Suidas .