بارى ذكر وقايع را دنبال كنيم .
شورش گرگان
اين شورش مدّتها طول كشيد و باوجود اين ما از كيفيّات آن بكلّى بىاطّلاعيم . يكجاى سالنامههاى تاسىتوس مينمايد ، كه گرگانىها ارتباطى با روميها داشتهاند ، ولى معلوم نيست ، كه روميها كمكى به آنها كرده باشند .
مورّخ مزبور در بند 35 كتاب 14 سالنامهها در باب بهرهمندى روميها در ارمنستان گويد : يك جهت آن از اينجا بود ، كه پارتيها بواسطه جنگ گرگان دور بودند ، حتّى گرگانيها سفارتى نزد امپراطور روم فرستاده و اتّحاد روم را درخواست كرده گفتند ، كه دليل دوستى آنها اين است ، كه بلاش را مشغول داشتهاند .
وقتى كه اين سفارت برميگشت كربولو از ترس اينكه اگر سفراء از راه فرات برگردند ، ممكن است بدست پارتيها افتند ، قراولانى به آنها داده امر كرد ، آنها را بساحل درياى سرخ ( يعنى خليجپارس ) برسانند ، تا از آنجا ، بىاينكه داخل ممالك پارت گردند ، بوطنشان برگردند ( يعنى از راه دريا تا رود سند رفته از صفحاتى ، كه در مشرق و شمالشرقى ايران واقعند بگرگان برگردند . م . ) .
گوتشميد گويد : اين خود دليل است بر اينكه دولت پارت در اين زمان باختر را نداشته و ، الّا گرگانىها مجبور ميشدند از پارت بگذرند . او حدس مىزند ، كه در اين زمان ، گرگانىها سواحل جنوبى درياى گرگان ( خزر ) را هم داشتهاند ( تاريخ ايران الخ ، صفحهء 153 ) و ديگر او گويد ، كه گرگانىها در سال 155 م .
مستقل بودند و نزد آنتونينوس پىيوس « 1 » قيصر روم نماينده فرستادند .
اما اينكه شورش چند سال دوام داشته ، نميتوان محقّقا چيزى گفت . همينقدر معلوم است ، كه تاسىتوس از شروع آن در 58 م . صحبت ميدارد ( سالنامهها ، كتاب 13 ، بند 37 ) ، بعد در سال 60 و 62 م . ذكرى از آن مىكند ( سالنامهها ، كتاب 14 ، بند 25 - كتاب 15 ، بند 1 ) و پس از آن در سال 75 م . يوسف -
هامش
( 1 ) -Antoninus Pius .