بهم بزنند . بنابراين شهر سلوكيّه ميبايست بپاى خويش بايستد و بخويشتن تكيه دهد .
اردوان بمقام حمله برآمد ، ولى بهرهمند نشد ، زيرا شهر مزبور دفاعى سخت از خود كرد ، ولى بعدها پارتيها موفّق گشتند ، كه آن را از نو تابع خود كنند . اين واقعه در سلطنت ديگر رويداد ، زيرا اردوان از قرار معلوم در 42 م . درگذشته .
بعضى فوت او را در 44 م . ميدانند ، ولى سكّههاى او مينمايد ، كه سنهء 42 م .
صحيحتر است .
صفات اردوان
سلطنت اردوان از 10 تا 42 م . بود ، ولى بعضى تا 42 و برخى مانند يوستى ( نامهاى ايرانى ، صفحه 412 ) آن را تا 40 ميدانند . اگر سلطنت او را بعد از رفتن ونن بارمنستان بدانيم ، از 17 تا 42 م . است . او شخصى بود تندخو و شديد العمل و گمان ميرود ، كه جهت انقلابات داخلى هم عدم اطمينانى بوده ، كه نجباء از او داشتهاند .
بهرحال سلطنت او باغتشاشات و انقلابات و جنگها گذشت و ايران در زمان او ضعيف گرديد . اردوان استقامت رأى داشت ، ولى عاقل نبود . بهترين دليل اين نظر نوشتن آن نامهء وهنآميز ، به تىبريوس قيصر روم است در ابتداء و در آخر تمكين باينكه از ارمنستان صرفنظر كرده بامور آن مملكت دخالتى نداشته باشد .
بنابراين اردوان سوّم دوّم شاه ايران پارتى است ، كه ارمنستان را بروميها واگذارد .
( در دفعه اوّل اين كار را فرهادك كرد . م . ) .
مبحث يازدهم . اشك نوزدهم - بردان « 1 »
محقّقا معلوم نيست ، كه بعد از اردوان كى بتخت سلطنت نشسته . يوسف فلاويوس گويد ( كتاب 20 ، فصل 3 ، بند 4 ) ، كه بردان ( وردان ، وارتان ) پسر و بتخت نشست ، زيرا از زمان پدرش به اين امر خطير معيّن شده بود و مدّعى نداشت ،
هامش
( 1 ) -Bardan .