تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2339

مساهمون:

ص٢٣٣٩
زيرا از راه قفقاز قشون‌كشى بسكائيّه و گذشتن از آن و رفتن بآلمان كنونى نقشه‌اى نبود ، كه انجام شدنى باشد و بواسطه راههاى بد و قحطى آذوقه پارتيها ، آلانها ، سارماتها و سكاها ، قبل از اينكه سزار بژرمانيّه برسد ، از روميها چيزى باقى نميگذاشتند ، ولى در اينهم شكّى نيست ، كه بپارتيها و اهالى ايران ضررهاى جانى و مالى فوق‌العاده وارد ميآمد و كار بر ايرانيها سخت ميشد . بهرحال قبل از اينكه سزار از روم به طرف ايران حركت كند خنجر « آزادكنندگان روم » ، چنان كه قاتلين او خودشانرا ميخواندند ، بآمال و آرزوهاى اين سردار نامى روم خاتمه داد ( مارس 44 ق . م ) . بعد از كشته شدن قيصر ( سزار ) ، در روم هرج‌ومرجى رويداد و طرفداران مقتول ، يا سلطنت‌طلبان ، با جمهورىخواهان سخت درافتادند . از اخبار چنين مستفاد ميگردد ، كه دولت پارت از اين وضع روم خوشنود بوده و در اغتشاشات آن دولت دست داشته . براى فهم وقايع بايد قدرى پيشتر از اينزمان شروع كرده بگوئيم ، كه در 46 ق . م ، يعنى دو سال قبل از كشته شدن قيصر ، يكنفر باسّوس « 1 » نام رومى خواست حكومتى مستقل در جائى از سوريّه براى خودش دست‌وپا كند ، از دربار پارت كمك طلبيد و دسته كوچكى از كمانداران سواره پارتى بكمك او رفت . چندى بعد ( 43 ق . م ) ، وقتى كه اكتاويوس و آن‌تونيوس « 2 » و لپيدوس « 3 » سه زمامدار دولت روم بودند ( حكومت اينها را حكومت سرمرده دوّم « 4 » در تاريخ روم مينامند ، چنان كه زمامدارى پومپه و قيصر و كراسّوس را حكومت سه‌مرده اوّل ناميده‌اند . م . ) دسته‌اى از سپاهيان باسّوس به طرف كاسّيوس ، كه در مشرق قشونى بر ضدّ آن‌تونيوس و اكتاويوس جمع ميكرد ، رفت . كاسّيوس همان شخصى بود ، كه توطئه‌اى برضدّ قيصر ترتيب داده باعث كشته شدن او گرديد و بعد ، چون خود را در امنيّت نميديد ، در سوريّه ، كه سابقا در آنجا والى بود ، اقامت گزيد . بعد وقتى كه كاسّيوس پارتيها را ديد ، به اين خيال افتاد ، كه لشكرى
هامش
( 1 ) -Bassus .( 2 ) -Antonius .( 3 ) -Lepidus .( 4 ) -Triumvirat II .