گفتههاى بعض مورّخين ديگر
آنچه ، كه تا اينجا در باب سفر جنگى كراسّوس به طرف مشرق و جنگ حرّان گفته شد ، از قول پلوتارك بود ، كه با شرح و بسط چگونگى را ذكر كرده . بعض نويسندگان ديگر هم چيزهائى نوشتهاند ، كه اگرچه بپاى نوشتههاى مبسوط پلوتارك نميرسد ، باز بايد ذكر كرد ، زيرا اطّلاعاتى ميدهند ، كه پلوتارك بسكوت گذرانيده : كراسّوس وقتى كه بايالت سوريّه منصوب گرديد ، يعنى پروقنسول گرديد ، در روم سمت قونسوليرا داشت و اينسال مطابق 55 ق . م است ( ديوكاسّيوس ، كتاب 39 ) .
آبگاروس « 1 » ( بعضى آكباروس و آوگاروس نوشتهاند ، بايد آكباروس صحيحتر باشد ، زيرا مصحّف اكبر عربى است . م . ) پادشاه اسران « 2 » ( خسرون ) ، وقتى كه پومپه در آسيا بود ، متّحد روم گرديد ، ولى پس از رفتن او قوّت پارت را حس كرده به طرف ارد رفت ( ديوكاسّيوس ، كتاب 40 ) .
الخودونيوس « 3 » ، يكى از مشايخ عرب ، نيز در ابتداء متّحد روم بود ، ولى همين كه ديد پارت قوىتر است ، طرفدار آن گرديد ( ديوكاسّيوس ، بند 40 ) . براى روشن ساختن فكر ديوكاسّيوس لازم است توضيح دهيم ، كه اگر كراسّوس بارمنستان رفته بود و در آنجا با ارد ميجنگيد ، اتحاد يا عدم اتحاد آبكاروس و الخودونيوس اهميّتى نميداشت ، زيرا جنگ در جلگههاى بين النهرين وقوع نمييافت و ارمنستان ميدان جنگ ميشد ، ولى ارد ، چون خطر روميها را در بين النهرين دريافت ، پادشاه اسران و اعراب سنيت « 4 » را ( كه قبيلهاى بود . م . ) به طرف خود جلب كرد .
رفتن ارد هم به طرف ارمنستان خيلى مهم بود ، زيرا ارمنستان را اشغال كرده نگذاشت سوارهنظام آن ، كه قوى بود ، بقوّهء كراسّوس ملحق شود .
قشون پارتى فقط از سوارهنظام تشكيل شده بود و نميتوان گفت ، كه عادت پارتيها چنين بوده ، كه فقط سوارهنظام را در جنگها به كار برند ، زيرا در مواردى ، كه ذكرش بيايد ، پيادهنظام نيز در جنگها داشتهاند . بنابراين تشكيل قشون پارتى
هامش
( 1 ) -Abgarus .( 2 ) -Osrhoene .( 3 ) -Alchaudonius .( 4 ) -Scenite .