چون سرداران رومى عادت داشتند ، جشن فتح خودشان را در روم بگيرند و بعد از غلبه بر بعض پادشاهان آسياى صغير و ممالك ديگر ، اين پادشاهان را مجبور ميكردند ، با حال فلاكتبار شخصى مغلوب و ذليل در اين جشنها شركت كنند ، سورنا خواست همين رفتار را دربارهء شبيه « 1 » كراسّوس مجرى دارد و چون چنين جشنى در ميان پارتيها معمول نبود ، در اين مورد سورنا بطور مضحك تقليد روميها را درآورد ( براى فهميدن معنى اين رفتار بايد در نظر داشت ، كه اهالى سلوكيّه يونانى بودند و معلوم است ، كه روميها را بر اهالى مشرق زمين ترجيح ميدادند . م . ) . بعد پلوتارك گويد : سورنا از ميان اسراء شخصى را كايوس پاكسيانوس « 2 » نام ، كه كاملا به كراسّوس شبيه بود ، برگزيد ، به اين شخص لباس پارتى پوشيد و به او آموختند ، كه هرزمان او را كراسّوس نامند يا امپراطور خطاب كنند ، جواب بدهد . ترتيب حركت چنين بود : او بر اسبى نشسته بود و چند نفر شيپورچى و فرّاش ، كه بر شترها سوار بودند ، دستهاى از چوب و تبرى بدست داشتند ( تقليد ليكتورهاى رومى ) از اين چوبها همبانهائى آويخته بود و بر تبرها سرهاى روميهائى ، كه تازه كشته شده بودند ، نصب شده بود . از عقب پاكسيانوس دستهاى از زنان بدعمل سلوكيّه ، كه تماما سازنده و خواننده بودند ، ميآمدند و آوازهائى ميخواندند ، كه تماما توهين و استهزاء كراسّوس بود و دلالت بر بىحميّتى و لهوولعب او ميكرد .
اين نمايش سخرهآميز را براى مردم عوام ترتيب داده بودند ، ولى سورنا براى خواصّ چنين كرد : او سناى سلوكيّه را منعقد داشته امر كرد كتاب هزليّات آريستيد « 3 » را ، كه مىلزياك « 4 » نام داشت ، بياورند ، اين كتاب را در ارّابه روستيوس « 5 » يافته بودند و سورنا ميخواست ، به اعضاى سناى سلوكيّه نشان دهد ، كه رومىها تا چه اندازه از حيث اخلاق مردمانى پستاند ، كه حتّى در وقت جنگ ، از خواندن هزليّات و از اشتغال به كارهاى شنيع ، خوددارى ندارند . سناى سلوكيّه در اينمورد
هامش
( 1 ) - شبيه گوئيم ، پائينتر جهت استعمال اين لفظ روشن خواهد بود .
( 2 ) -Caius Paccianus .( 3 ) -Aristide .( 4 ) -Milesiaques .( 5 ) -Rostius .