كه يكى از جهات اصلى انقراض اشكانيان همين نكته بود . بنابراين ضدّيت و نقار درونى در هر موقع ، كه شروع شود ، اثرات خود را مىبخشد ، منتها در ابتداء سلطنتى زود ، ولى بعدها قدرى ديرتر .
مبحث پنجم . اشك سيزدهم - ارد اوّل
اين شاه پس از برادر بتخت سلطنت تمام ايران نشست . در باب سنهء جلوس او اختلاف است ، بعضى 56 و برخى 55 ق . م نوشتهاند ولى ظن قوى ميرود ، كه سال دوّم صحيحتر است ، زيرا گابىنيوس زودتر از 56 ق . م پروقونسول ( والى ) نبود و براى وقايع بعد ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، لااقل يكسال وقت لازم بود . بنابراين مهرداد سوّم زودتر از 55 ق . م كشته نشده .
ارد نخستين شاه ايران است ، كه در زمان سلطنتش دولت ايران مجبور گرديد ، با دولت روم پنجهء دليرانه نرم كند . شرح چگونگى و نتيجهء اين جنگ بزرگ و مهم چنين است ، كه از قول پلوتارك و ديگران ذكر مىشود :
مقدّمه
چنان كه از تاريخ روم معلوم است در اين زمان سه نفر از سرداران بزرگ روم ترقّى كرده سه زمامدار دولت روم گرديده بودند « 1 » : يكى از اين سه نفر پومپه بود ، كه با كارهاى او در جنگ با مهرداد ششم پنت آشنا گشتيم « 2 » ، ديگرى يوليوس سزار « 3 » ( يعنى يوليوس قيصر ) و سوّمى ماركوس كراسّوس « 4 » . اين سه نفر با اينكه عهد و پيمان بسته بودند ، كه باهم زمامدارى كنند ، در باطن رقيب يكديگر بودند و هريك از آنها ميخواست دو رقيب ديگر را از ميان برداشته تنها زمامدار روم باشد . يوليوس سزار در اينوقت مملكت گالّيها ، يعنى فرانسه امروزى را فتح كرده بود و آن را با فرماندهى قسمتى از عساكر روم داشت . پومپه حكمرانى اسپانيا را با سمت سردارى از سنا گرفته
هامش
( 1 ) -Triumvirat، حكومت اين سه مرد را در تاريخ روم حكومت سه مرده اوّل گويند .
( 2 ) - بصفحهء « 2143 » رجوع شود .
( 3 ) -Julius Cesar .( 4 ) -Marcus Crassus .