و از دو طرف ديگر ليديّه و كاريّه . از ليديّه به طرف مشرق فريگيّه است و متوازى با آن پىسيديّه ، كه باليكيّه هم حدّ مىباشد . در كنار اين ايالات شهرهاى يونانى واقعند ، كه ذكر اسمشان لزومى ندارد . اين است فهرست اسامى ، كه رو بشمالاند .
امّا از ايالات جنوبى نخستين آنها از سلسله جبال قفقاز به طرف جنوب هند است ( ديودور هم كوههاى پاراپاميز يا شمال افغانستان را از سلسله جبال قفقاز ميدانسته م . ) . اين مملكتى است وسيع و پرجمعيّت ، كه از مردمان مختلف مسكون گشته و عمدهترين اين مردمان گاندريدها هستند . اسكندر بجنگ اين مردم نرفت ، زيرا از زيادى فيلهايشان ترسيد . در مجاورت هند اين ايالات واقعند :
رخّج ( قندهار كنونى ) ، گدروزى ( بلوچستان ) ، كرمان ، پارس بالاخصّ ، كه شامل سوزيان ( خوزستان ) و سيتتاسن « 1 » است ( اين ايالت نزديك بابل بود ) .
بعد بابل ، كه تا عربستان كوير امتداد يافته ميآيد . وقتى كه بالاتر ( يعنى به طرف شمال ) رويم ، به بين النهرين ، كه بين فرات و دجله است ميرسيم . در مجاورت بابل سوريّه است و در همسايگى سوريّه كيليكيّه ، پامفيليّه و سل سوريّه « 2 » ، كه شامل فينيقيّه مىباشد . در ماوراء حدود سلسوريّه و كويرها نيل جارى است و اين رود فينيقيّه را از مصر جدا مىكند . مصر حاصلخيزترين تمام ايالات است . تمامى اين ايالات داراى آب و هواى گرم است ، برعكس ايالات شمالى ، كه سردسيرند .
اين است فهرست ممالكى ، كه اسكندر تسخير كرد و جانشينان او بين خودشان تقسيم كردند .
چنين است آسيائى ، كه ديودور شرح داده و از آن به خوبى استنباط مىشود ، كه آسياى معلوم زمان ديودور ( قرن اوّل ميلادى ) چه بوده و نيز كدام ايالات دولت هخامنشى در زمان اسكندر جزء دولت او نبوده . پس از آن مورّخ مذكور گويد ( كتاب 18 ، بند 7 ) : يونانيهائى ، كه به حكم اسكندر در آسياى عليا برقرار شدند ، از دورى از يونان متأسف و نيز از اينكه اسكندر آنها را در اقصى بلاد مملكت خود نشانده بود ، ناراضى بودند . تا زمانى ، كه اسكندر حيات داشت ، ترس مانع از اقدامى
هامش
( 1 ) -Sittacene .( 2 ) -Coele - Syrie .