نشست . بر اثر اين واقعه ، چون آنتيوخوس همواره نظرى به سل سوريّه داشت ، با فيليپ پنجم پادشاه مقدونيّه بر ضدّ مصر متّحد شد و غزه را گرفت . روميها ببهانه اينكه حامى مصر و پرگام هستند با پادشاه سلوكى داخل مذاكره شدند ، ولى بر اثر فتح آنتيوخوس در سلسوريّه اين قسمت سوريّه بطور قطعى از مصر جدا شد . باوجود اين روميها ساكت ننشسته بناى ضديّت را گذاشتند ، تا آنكه بالاخره كار بجنگ كشيد و در جنگ دريائى در كوريكوس « 1 » غلبه با روميها بود .
سلكوس پسر آنتيوخوس هم در پرگام شكست خورد و بعد قشون رومى با تأنى پيش آمده ، در تحت سردارى سىپيون « 2 » ها از هلّسپونت گذشت و در ماگنزى « 3 » ( در آسياى صغير ) جنگى سخت رويداد ، كه در آن روميها غالب آمدند ( 190 ق . م ) . بر اثر اين جنگ آنتيوخوس آسياى صغير را بكلّى فاقد شد و مجبور گرديد ، پسر كوچكترش ، آنتيوخوس را بروميها گروگان بدهد . بعد متّحدين ممالكى را ، كه از پادشاه سلوكى بدست آورده بودند ، بين خودشان تقسيم كردند و آنتيوخوس ، پسرش سلكوس را نايب السّلطنه كرده به طرف مشرق رفت .
جهت رفتن آنتيوخوس به طرف مشرق از اينجا بود ، كه پس از غلبه روميها و از دست دادن آسياى صغير ممالك ديگر به حركت آمده از دولت سلوكى جدا شدند ، مثلا در ارمنستان ، كه جدا شده و آنتيوخوس آن را باطاعت درآورده بود ، دو نفر از رؤساء قشون او ، آرتاكسياس « 4 » و زاريادريس « 5 » نامان ، دوباره اعلان استقلال دادند . ظنّ قوى ميرود ، كه پارس هم در اين زمان با خوزستان همدست گرديده و جدا شده ، زيرا تقريبا 30 سال بعد يكى از ولات سلوكى صفحه مسن « 6 » را در مغرب بابل در مقابل پارسىها دفاع ميكرد ( بوشه لكلرك ، تاريخ سلوكىها ، صفحه 222 ) . زرنگ ( سيستان ) ، بلوچستان و رخّج ( افغانستان جنوبى ) هم جزء دولت باختر گرديدند ، تا بعد با خود باختر جزء دولت پارت شوند . بنابراين
هامش
( 1 ) -Corycos .( 2 ) -Les scipions .( 3 ) -Magnesie .( 4 ) -Artaxias .( 5 ) -Zariadris .( 6 ) -Mesene .